قانون تجارت، فقط برای شرکتهای کاملا خصوصی مفید است
18آذر1394
و برای شرکتهای حاکمیتی، نیمه خصوصی، دولتی، شبه دولتی و شرکتی که به هر نحو وابستگی به نهادی دولتی، نظامی، روحانی یا منابع مشابه دیگر پیدا کند، کاملا مضر است و فعالیت آن شرکتها در اکثر موارد منجر به شکست میشود.
مشکل اصلی اینگونه شرکتهای غیر خصوصی، در وابستگی به شخصی در نهادی است که راس هرم که شامل مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره باشد را میتواند در هر لحظه تغییر دهد. در این شرکتها اعضای تشکیل دهنده یا صاحبان سهام، عمدتا به صورت حقوقی تعیین میشوند و عضو هیئت مدیره توسط صاحب سهم اصلی تعیین میشود. صاحبان سهم اصلی هم همیشه توسط دفتر امور مجامع یا مدیر عامل بالاترین نهاد تعیین میشود و به تمام اعضای هیئت مدیره گفته میشود که چه کسی را به مدیر عاملی بر گزینند.
بنابراین تمام مدیران عامل شرکتهای دولتیِ یک مجموعه، توسط یک شخص تعیین میشوند و آن شخص هم در هر لحظه ممکن است توسط مدیری دیگر تعویض شود و آن مدیر تعویض شده هم در کشور بی ثبات و نظم ما، فوری اقدام به تعویض زیر دستهای خود که ممکن است ده ها مدیر دیگر باشند مینماید. دقیقا دولت را تصور نمایید و آنرا به شرکتهای دولتی و مانند آن تطبیق نمایید.
از یک منظر دیگر، منطق و روح شرکت خصوصی که شراکت است و ذات آن اقتضا میکند که از چند شریک واقعی تشکیل شده باشد، در شرکتهای حاکمیتی و دولتی حضور ندارد و حقیقت غایب است. این شرکتها از درون تهی هستند و شراکت در آنها واقعیت ندارد. فقط پوستهای قانونی و ظاهری برای فعالیت تحت لوای قانون دارند.
در شرکت خصوصیِ واقعی،اعضای هیئت مدیره، وابستگی به نهادی ندارند و شخص دیگری آنها را منصوب نمی کند و فقط به میل خودشان است که میمانند یا میروند یا تصمیم میگیرند یا مدیر عامل تعیین میکنند.
در شرکت حاکمیتی، اعضای هیئت مدیره، وابستگی به نهادی بالاتر دارند که شخص دیگری آنها را منصوب می کند و تصمیمِ شخص دیگری را در جلسه بیان میکنند و مدیری که آقا بالاسر گفته منصوب میکنند.
همین منطق غلط، اکنون بر عمده بانکهای کشور حاکم است. فقط اندکی از آنها که کاملا خصوصی هستند (اگر اشتباه نکرده باشیم) مانند بانک سامان و اقتصاد نوین، اعضای هیئت مدیره مستقل دارند و مدیر عامل، توسط افراد مستقل تعیین میشود و دستور از بالا نمیگیرند.
مدیران عامل بانکهای حاکمیتی، متزلزلترین عناصر آن مجموعه هستند. تحت هر عنوانی ممکن است بر کنار شوند و جای خود را به شخص دیگری بدهد که پروندهاش سر از حراست در بیاورد و برایش پرونده سازی کنند.
رییس جمهور وقتی انتخاب شد، میداند که برای 4 سال به هر بهانه عوض نمیشود. حتی اگر مانند بعضیها، 8 سال مملکتی را نابود کنند. نماینده مجلس میداند که برای 4 سال نماینده است. سهامدار شرکت خصوصی را هیچ مرجعی نمیتواند تعویض کند مگر اینکه خودش بخواهد.
اما اعضای هیئت مدیره و مدیر عامل شرکتها و بانکهای وابسته و حاکمیتی، هیچ امیدی به آینده ندارند و بسیار متزلزل میباشند. این تزلزل، تبعات و نتایجی دارد که به زیان مجموعه و کشور تمام میشود.
مدیر متزلزل: برنامه ریزی نمیتواند انجام دهد؛ انتصاب شایسته نمی تواند انجام دهد؛ قول واقعی به کسی نمی تواند بدهد؛ به آینده امید ندارد، تیمِ کاری نمی تواند درست کند، ....
مدیر متزلزل: فرصت طلبی میکند، کارهای بلند مدت نمیکند، برنامه ریزی نمیتواند انجام دهد، مسولیت نمیبپذیرد، به فکر بستن بار خود درکوتاه مدت است، چون میداند که موقت است و باید بزودی برود، تقصیر همه کارها را بر عهده قبلیها و دیگران میگذارد، خودش خیلی خوب است، جای دیگر که رفت دوباره متزلزل وار شروع میکند، با لابی گری کار میکند نه شایسته سالاری، ....
سایر پایگاههای خبری: www.ebinews.com www.way2pay.ir www.sarmadnews.com