جامعه نقابدار
31تیر1393
همهی مردم ایران نقاب به چهره زدهاند. کسی را با چهره واقعی و رفتار واقعی و عکسالعملهای واقعی پیدا نمیکنی. کسی مکنونات درونیش را از ترس بیان نمیکند. کسی عقایدش را بدون پرده و ترس بیان نمیکند.
اگر چنین افرادِ نادری پیدا شدند (بی نقابها)، حتما دست به گریبان هزار مشکل دولت، حاکمیت و اطرافیان ساخته هستند.
مردم برای احتراز از عواقب بینقابی که شامل بیکاری، کسادیِ کسب، دوری از مشاغل دولتی، حتی دوری از مشاغل خصوصی به دلیل ترس از مقاماتِ دولتیِ طرف معامله، عدم ورود به دانشگاه، اخراج از دانشگاه، تکفیر، اعدام، زندان و ...است؛ نقابی متناسب با سلیقه، شان و برنامه آینده خودشان درست میکنند.
اوایل انقلاب اسلامی در انتهای سال 1357 و اوایل 1358، همه مردم بی نقاب شدند، غیر از اندکی نادر از رژیم سابق که ترس از شناخته و دستگیر شدن داشتند.
در سطح جامعه و دانشگاهها و ادارات و شرکتها و هر تجمع کاری و غیر کاری؛ تمام مردم شروع به اظهار عقیده کردند و بسیاری از مردم، تکثیر و انتشار خبرهای خود را نیز بر عهده گرفتند. دانشگاهها و اجتماعات ذکر شده، پر شد از تمام گروههای مطرح دنیا و حتی گروههایی کمیاب که هیچ سنخیتی با جامعه ما نداشتند. آنها آزادانه هر چه میخواستند میگفتند و هر چه را که مایل بودند، میتوانستند بشنوند و سانسورچی در جامعه وجود نداشت. هر گوشه از دانشگاه و اداره یا شرکت، توسط گروه یا گروهکی اشغال و تبدیل به پایگاه آنها شده بود.
قبل از پیروزی انقلاب، آزادیهای بسیاری وعده داده شده بود و مردم برای خود مدینه فاضله و شهر سالم تصور میکردند و در رویاهایشان آزادیها و آیندهای میدیدند که به آنها قدرت میداد تا تحمل درد و رنج و مرگ عزیزانشان را بنمایند.
همه این آزادیها، مزایای بسیار و معایب اندکی داشت.
با پیشرفت زمانی انقلاب و مخصوصا بروز جنگ، آزادیهای مختلف رخت بربست و تمام آن گروهها یکی یکی برچیده شدند.
افراط گرایی بعضی از گروهها و گروهکها مزید بر علت شد. ترور، نا امنی، کشتار و تهدید مردم بیگناه باعث بدتر شدن اوضاع شد.
با خروج هر گروه، دسته و مرام از دایره آزادی بیان و بینقابی؛ ورود به دایره نقابدارها آغاز شد و این دایره اکنون به وسعت ایران شده است.
دایره بینقابها آنقدر کوچک شده که حتی یک حزب منتقد حکومت نیز در کشور وجود ندارد، چه برسد به احزاب دست چپی و سوسیالیستی و سبزها و سرخها!
عاقبت این اوضاع فقط منجر به رکود اقتصادی، فقر ایرانیان، گسترش فساد، دزدیهای بزرگ و مانند آنها میشود. این اوضاع فقط به نفع دشمنان ایران و جاسوسان بیگانه است که توسط همینها ایجاد و دامن زده میشود.
این موریانه (نقابداری)، آزادی، مردم، انقلاب و ایران را میخورد.