اقتصاد سانسوري و ديكتاتوري، همه را
ميبلعد
30بهمن1392
اقتصاد مقاومتي، بسيجي، صلواتي و هر مدلي كه فكرش را بكنيد، از پس مشكلات
عميق اين مملكت برنميآيد. شتر سواري دولا دولا نميشود. تا وقتي مشاركت
مردم را جلب و جذب نكنيم، هر روز بدتر از ديروز ميشويم. تا وقتي مسولان به
فكر سامان دهي سايتهاي اينترنتي(بخوانيد سانسور و كنترل كمونيستي) هستند و
عدهاي به فكر سامان دهي خانه سينما (همان قبلي را بخوانيد) و عدهاي به
فكر كنترل و سانسور صدا و سيما و مطبوعات و خلاصه ميخواهند نگذارند كه مردم
حرف دلشان را بزنند؛ چيزي درست نميشود.
اكثر منابع و وقت و انرژي دولتي و سپاه و سازمانهاي ديگر
تلف ميشود كه نگذارند مردم حرف دلشان را بزنند و بگوش ديگري برسانند. هزينه
زيادي صرف ميشود كه نگذارند ديگران حرفشان را به مردم ايران بزنند. هزينه
زيادي صرف ميشود تا بسياري از حلالهاي زمان پيامبر بزرگ اسلام و امامان
شيعه را حرام اعلام و خون مردم را در شيشه كنند.
اين هزينه اگر نشود، ايران گلستان ميشودكه هيچ جاسوس و
منافقي نميپسندد.
با خوب شعار دادن و نشان دادن راه راست، هيچ كس دست از كج
روي بر نميدارد. شاهد هم لازم نداريم. وضع كنوني مملكت شاهدي صادق است.
بجاي اقتصاد مقاومتي كه نه كسي بلد است و نه قبول دارد و
نه ميتواند تعريف و تبيين كند، بياييم مشكلات زير را حل كنيم:
يك: رشوه گيري در سازمانها و ادارات و شهرداري و ... را ريشه كن كنيم.
دو: قوه قضاييه را مستقل و قاضي را شجاع و عادل كنيم. خدا نكند كسي
دادخواهي كند. آنوقت پي به فاجعهاي كه در قوه قضاييه است پي ميبرد. حق
حساب، تاخير، تباني و ... بيداد ميكند.
سه: به نمايندگان مجلس كارت هديه ندهيم كه بروند در حوزه هاي خود به مصرف!
فقرا برسانند!؟
چهار: از قول مردم شعار ندهيم و نقل قول نكنيم. از غيبت بدتر است. غيبت،
دروغ پشت سر است و اين روبرو.
پنج: رفراندمي برگزار كنيم كه مردم هنوز جمهوري اسلامي را ميخواهند؟ يا فقط
جمهوري ميخواهند. اسلامشان با خودشان؟
شش: رفراندمي برگزار كنيم كه مردم رابطه با آمريكا را ميخواهند يا خير؟
هفت: رفراندمي برگزار كنيم كه 75 ميليون نفر آيا حاضرند تاوان چند ميليون
فلسطيني را تا آخر عمر خود و فرزندان و نوههايشان بدهند؟
هشت: و صدها مشكل ديگر.