بِرَندِ مدير عاملي بانك
30بهمن1392

     تمام دنيا بيل‌ گيتس و استيو جابز را به عنوان مديران عاملِ موفقِ دو شركت بزرگ رايانه‌اي دنيا مي شناسند و به عنوان يك بِرَند، قبول دارند. ارزش و اعتباري كه يك برند ميتواند به شغلي بدهد، بستگي به سابقه، اعتبار و شخصيت فرد دارد. در تمام رشته‌هاي ديگر هم چنين است و در هر كشوري تعدادي از اين افراد هستندكه آبرو واعتبار آن كشور را شكل ميدهند. شهرت و بزرگي بسياري از كشورها را برند اشخاص و شركتها ميسازد. مانند ژاپن با برند سوني و تويوتا و كره جنوبي با برند هيوندا و سامسونگ و ال.جي. قبل از انقلاب، ايران را با برند شاه ميشناختند نه تخت جمشيدش.

     در ايران اسلامي تعداد افرادي كه برندِ مثبت دارند، اندك و انگشت شمار، و افرادي كه برندِ منفي دارند زياد است. اختلاس‌ها‌يي كه در دوره انقلاب صورت گرفته است، چند برابر ثروت شاه و خاندان و اطرافيانش است كه از ايران برده‌اند و در جهان خورده‌اند. حيف و ميل‌هايي كه در پروژه‌هاي نفتي و معدني و فرصت‌هاي شغلي و مانند آنها رخ داده است، قابل شمارش و احصا نيست. اگر اين نام‌ها را برند فرض كنيم كه نامشان را نمي‌آورم، در ايران، برندِ منفي زياد داريم.

     اما در بانك‌ها اگر از يكي كه از نوع منفي است بگذريم؛ هنوز مدير عاملي نيامده كه برند شود و كاري كند كه مردم يا مطبوعات به او ديپلم افتخار بدهند.  چه رسمي و چه غير رسمي. مدير عامل خوب، داشته و داريم اما برند نداريم. در بانك‌هاي دولتي فرصت برند شدن را مي‌يابيد اما با هزار دردسر و تهديدِ بركناري سياسي با تعويض رييس جمهور اصلاح طلب يا اصول گرا. در بانك‌هاي خصوصي هم فرصت زيادي وجود دارد، اگر بد خواهان دولتي و حسودان آنها بگذارند و آمار غلط رد نكنند.

     ولي يك استثنا در گذشته وجود داشت كه متاسفانه حتي بعد از رفع اشتباه و معذرت خواهي خصوصي، به دليل خود بزرگ بيني و توجيهات غير اسلامي، معذرت خواهي عمومي و جبران خطا  صورت نگرفت و مدير عامل برند شده را در انزوا نگه داشتند. مدير عامل سابق پارسيان، عبدالله طالبي، برندي بود كه مردم و جامعه‌ي بانكي او را قبول داشتند و اگر بر سر كار بود، تمام بانك‌هاي دولتي و خصوصي ايران را اكنون در پشت سر بانك پارسيان ميديديم. او قابليت و توانايي و دانايي داشت كه پارسيان را يك بانك جهاني كند.

     بياييم طالبي توليد كنيم نه هم قافيه‌اش را.

صفحه اول