باز هم شعبه بانك
30آبان1392

     يك خارجي كه از ايران ديدن كرده بود ميگفت هر جا ميرويم سه چيز ميبينيم: شعبه بانك، پيتزا فروشي و لوازم آرايش. راست ميگويد. هنوز هم خيلي‌ها به دنبال ايجاد بانك و ايجاد شعبه بيشتر هستند. اگر بانك مركزي جلوگيري نكند، تعداد شعب از سر و كول مردم بالا ميرود!

     بي دليل هم نيست. ببينيم چه كساني اين كار را دوست دارند.

     1- كاركنان بانك‌ها از هر گروه و سمت. اين شغل بسيار پر درآمد است. پر درآمدتر از تمام كارمندان دولتي و غير دولتي. در ابتداي سالهاي اوليه استخدام حتما خانه و ماشين آنها تامين است. ميزان درآمد غير حقوقي آنها هم آنقدر زياد است كه معمولا يك يا چند بيزنس در كنار اين شغل دارند. كار چاق كني و مشاوره از نوع هديه قرآني و .... اما آن اقليت بي دست و پا كه نمي توانند مانند همكارانشان درآمد داشته باشند را رها كنيد. در همه كاري استثنا وجود دارد.

     2- رانت خواران و وام بگيران حرفه‌اي. اين دسته، عاشق سينه چاكِ دسته‌ي اول هستند. اگر شد، بهانه‌اي براي صادرات، نشد، براي واردت. نشد، براي واردات. باز هم نشد، براي ساخت كارخانه و توليد صوري. باز هم نشد، براي ليزينگ و اضافه كردن چند درصد خاموش به حداكثر سود بانكي. باز هم نشد، ديگر خودتان زحمت بكشيد و مصاديق را پيدا كنيد.

     با اين تعداد شعبه‌ي زياد، هنوز جهت گيري بانكي درست نشده و جريان تقاضا از سوي مردم است و بانك‌ها به سراغ مردم نمي‌روند. از قضا همين جريان معيوب است كه رانت خواري و رشوه خواري را دامن ميزند و فضا را براي اين امور فراهم ميكند. انسان اگر پسر پيغمبر هم باشد، بعد از ده‌ها و صدها بار كه پيشنهاد شد، ابتدا يكي دو مورد بي دردسر و توجيه پذير را ميپذيرد و كم كم كار به جايي ميرسد كه هيچ كاري را درست و بي رشوه انجام نمي‌دهد و بعد از مدتي كه از حرفه‌اي شدنش گذشت، سر از يكي از اختلاسهاي بزرگ در مي‌آورد! اما آنوقت، كارش را كرده و بارش را بسته است.

صفحه اول