نظاميان،
در مسندِ اقتصاد دانان؟
5بهمن1390
بعد از آشفتگيهاي اخير در بازار ارز و طلا و ديگرها، اخباري از روشهاي
نظامي و انتظامي براي سامان دادن به وضع بازار و افزايش قيمتها شنيده شد و
سر و كلهي پليس و كماندو و هيبتهاي ضد شورش در اطراف بانك مركزي و ميدان
فردوسي ديده شد. دوباره حرفهايي مبني بر مجازات متخلفان از فلان تاريخ زده
شد و مردم را تهديد به توقيف و اخذ اموال كردند. گفتند كه بايد به زور ارز
خود را به قيمتي كمتر از بازار به بانك مركزي بدهند.
ظاهرا در اين مملكت يك عاقل با تجربه نبايد بر سر كار
بياد. هميشه بايد عدهاي بي تجربه بيايند و همان اشتباهات گذشتگان اخير خود
را چندباره تكرار كنند. تعجبي هم ندارد. وقتي نظاميان بر سر كار بيايند و
سياست و كشور و دنيا را به هم بريزند، چرا اقتصاد مملكت بينصيب از فيض
آنها شود.
بازار عرضه و تقاضا و اقتصاد منطق خودش را دارد و پادگان
منطق خود را. اگر روشها و فرمولهاي اقتصادي و بازار آزاد جواب داد، فرجي
حاصل ميشود. در غير اين صورت، تهديد و ارعاب مردم كاري از پيش نبرده و
نميبرد. بهتر است هر كسي كار خودش را انجام دهد. اقتصاد دان به اقتصاد،
سياسيون به حكومت، ارتش به نظاميگري، بازاري به خريد و فروش، استاد شيمي
به توليد و معمم به امور روحاني.