مصالحه، قبل از نابودي كامل است نه
بعد از آن
بهمن1390
فرض كنيم كه ما در سياست خارجيِ بيربط به اسلام، فدا كردن ملت ايران براي
چند فلسطيني معلومالحال، بگير و ببند مخالفان سياسي و دوستان سابق
دگرانديش، هدر دادن منابع ايران در ازاي لجبازي شخصي، كشمكش بيهوده هستهاي
و مانند آنها برحق باشيم كه نيستيم. همه ميدانيم و آنها هم ميدانندكه
عاقبت، ما تسليم مي شويم و در صورت برنده شدن نيز هيچ چيز ارزشمندي بدست
نميآوريم.
همين اكنون فكر كنيدكه به تمام خواستههاي حكومت رسيديم؛
چه بدست آمده است! تعجب نكنيد، هيچ.
تازه بايد از اول شروع كنيم و ايرانِ ويران را بسازيم.
حضرت رسول اكرم تمام مدت رسالتشان 23 سال طول كشيد و در اين مدت، چندين جنگ
و صلح و مصالحه داشتند. ما 33 سال است در جنگ و وحشت و اختناق به سر ميبريم
و هنوز آينده روشني براي خود و فرزندانمان نداريم. 33 سال است كنكور ميدهيم
تا به دانشگاهي برويم كه خودمان پولش را ميدهيم! چند روز و سال ديگر مانده
است تا كره شمالي شويم؟
عاقبت اين سياست خارجي يا شكست و تسليم است يا مصالحه. هر
چه باشد، بايد چيزي ارزشمند وجود داشته باشد كه حكومت برآن يا زندگي در آن
حكومت، ارزش زنده ماندن داشته باشد. مصالحه وقتي صورت ميگيرد كه هنوز خيلي
چيزها براي هر دو طرف باقي مانده است. آنكه در اين مملكت تصميم ميگيرد
بداند كه قبل از نابودي كامل بايد مصالحه كرد. وگرنه وقتي كه همه چيزمان را
از دست داديم، مصالحه ارزشي ندارد. والسلام.