بخدا ما انقلاب نكرديم كه سانسور سياسي برقرار شود
5دي1390

     قبل از انقلاب فقط عده‌ي خاصي حق سخن گفتن و حضور در راديو تلويزيون و مطبوعات را داشتند. بقيه ايراني و شهروند نبودند و انگار كه حقي هم از منابع طبيعي و نفت و ماليات و غيره ندارند. حداقل چيزي كه مردم برايش انقلاب كردند و ربطي هم به اسلام و دين نداشت حق آزادي بيان و تشكيل حزب مردمي و سياسي بطور آزاد بود.

     چيزهايي هست كه قبل از دينداري مطرح است و هر انساني حق دارد كه داشته باشد حتي اگر ديني نداشته باشد و ديگران همه ديندار باشند. يكي از اينها حق سخن گفتن و نشر آزاد است بدون اينكه از كار اخراج شود يا خودش و خانواده‌اش تهديد شوند يا حقش از بيت‌المال قطع شود. ازادي بيان در زمان پيامبر و امامان شيعه هيچگاه قطع نشد حتي در بحبوحه جنگ و حمله به دشمن كه حضرت علي ترجيح داد كه ابتدا سربازش را توجيه كند و سپس جنگ نمايد.

     اما اين حكومت و پوستين وارونه‌اي كه عده‌اي مطرح مي‌كنند اسلام است، همين حق را هم براي ايرانيان قايل نيست. صدا و سيمايش كه از ماليات همه تشكيل شده و ناني كه كارمندانش مي‌خورند را همه‌ي مردم ايران داده‌اند، حقي براي مخالفان حكومت و حتي منتقدان آن هم قايل نيست و يك هزارم وقتي كه به كاسه ليسان مي‌دهد را به ديگر انديشان نمي‌دهد. مطبوعاتش بايد مخالف دنيا اجازه انتشار بگيرند و در صورت انتقاد و افشاي مفسدان به زندان بروند. تعداد زندانيان سياسي و روزنامه نگاران زنداني بيش از زمان محمد رضا شاه شده است. اين اسلام در ابتداي انقلاب راي نياورد. آنچه راي آورد حداقل به آزادي بيان تحت هر شرايطي معتقد بود.

     جامعه‌اي كه در آن آزادي بيان وجود نداشته باشد، هر فسادي مي تواند رخ دهد و پنهان بماند. آخر و عاقبت اين اختلاس سه هزاري را ببينيد كه چه مي‌شود. اين هم شامل مرور زمان و فراموشي شده، چهار تا نوكر بدبخت را تنبيه و بزرگان را رها ميكنند.  

     اگر آزادي بيان باشد و وجدان جامعه بيدار باشد، آنوقت هيچ مالِ مردم خوري راحت نيست و حكومت هم بسامان مي‌گردد.
 

صفحه اول