اگر صدهزار يا يك ميليون نفر از آلودگي هوا بميرند، چه مي كنيم، چه مي‌كنند
30اذر1390

     احتمال دارد كه قوه قضاييه شروع به وامصيبتا كند و بگويد من يكي كه بي تقصيرم؛ پس بقيه مقصرند و همه را از كوچك و بزرگ مي‌گيرم و پدرشان را در مي‌آورم.
سپس هر مسولي شروع ميكند به متهم كردن ديگري. و هر چه از دهانش در مي‌آيد نثار ديگران مي‌كند. احتمال دارد كه سر منشا آنرا از فتنه يا انحراف هم بدانند. اگر نشد، تقصير جناح راست. باز هم اگر نشد، ممدعلي بقال و در آخر تقصير آمريكا كه مي‌تواند باشد.
همزمان عده‌اي شروع به تطهير بعضي كه مقصر اصلي هستند مي‌كنند و آنها نيز يا صاحب عزا مي‌شوند، يا به آنها تسليت مي‌گويند، يا خودشان مي‌شوند مدعي‌العموم و دادستان كه داد مردم مظلوم را از هر كسي غير از خودشان بستانند!
مجلس هم از طرفي شروع مي‌كند به قانون گذاري و بعد از مرگ سهراب سپهري چيزكي تصويب مي‌كند كه بگويند آنها .... چند نفر  را هم مي‌آورند كه از ملت و مجلس هزار بار عذر خواهي كنند. سپس مي‌گويند ببينيد چه مردان شريفي هستند، آنها را ببخشيد و بگذاريد كه مرده‌هايتان را دفن كنند و برگردند بر سر كارهايشان. زياد سخت نگيريد و موضوع را پي‌گيري نكنيد. بگذاريد مسولان كارشان را بكنند.
چند روزنامه و نشريه هم مدتي بد و بيراه مي‌گويند. آنها را مي‌بندند يا تهديد به بستن مي‌كنند. بعد از مدتي همه جا ساكت مي‌شود و فقط خبرهايي اندك در مواردي ذكر مي‌شود.
سال آنها كه شد، همه چيز فراموش شده و ملت فرهيخته ايران نيز به دنبال كار و زندگي! و خوراك و پوشاكشان ميروند و دوباره همان مسول و همان خدمتگزار!

     آلودگي هوا بهانه بود. موارد ديگر هم به اين نحو است. معلولين و فوتي‌هاي تصادفات جاده‌اي مگر فرقي با مثال ما دارند؟ تا ملتي لياقت حاكم خوب را پيدا نكند، آنرا نخواهد يافت. كره شمالي را نگاه كنيد. مردمي بد بخت‌تر از آنها روي زمين سراغ داريد؟ حاكمان آنها از كجا آمده‌اند؟ از بين خودشان. و ديگر از دوش آنها پياده نشدند.  

     اين داستان، سالهاي سال است كه در اين مملكت اتفاق مي‌افتد و باز هم خواهد افتاد. اين مردم درست نمي‌شوند. اين مسولين هم درست نمي‌شوند. نمي‌دانم از چه كسي است كه مي‌گويد: حاكمان هر ملتي تحت هر شرايطي، لايق آن ملت هستند.
 

صفحه اول