انفجار نرمافزاريِ سيستمهاي متمركز
بانكي
10آبان1390
وقتي غذايي خوش مزه بود، معمولا زياد ميخوريم. بانكداري متمركز
نيز همين خاصيت را پيدا كرده است. خصوصا وقتي كه فنآوري اطلاعات و
اختراعات آن نيز به كمكش بيايند. هر روز سفارشي جديد از راه ميرسد و
برنامهاي ديگر بر خيل قبلي اضافه ميشود و حجم بانك اطلاعاتي، جداول،
ايندكسها، برنامههاي سمت سرور و كلاينت و مشتري، زمان مصرفي سي.پي.يو،
ميزان آي.اوِ كل سيستم و مهمتر از همه، پيچيدگي سيستم با
تصاعد هندسي زياد ميشود.
مديران و سفارش دهندگان كارهاي جديد معمولا توجهي به اين
موارد ندارند و محدودهاي برايش متصور نيستند. آنها فكر ميكنند كه ظرفيت
سيستمهاي سخت افزاري و نرم افزاري نامحدود است و تنها محدوديت آن ميزان و
بزرگي سخت افزار است كه متخصصان هم گفتهاند سقف بالايي دارد.
اگر از ميزان پذيري سخت افزار بگذريم كه چندان هم عملي
نيست، پيچيدگي سامانه نرمافزاري چيزي نيست كه بسادگي سخت افزار قابل ارتقا
باشد و در ايران قابل مديريت باشد. فرض كنيد كه ايرانيها با همين نيروي
تعليم ديده خودشان و سبك مديريت ايراني و دانش انباشته در مديران ايراني تا
بالاترين سطح ، بخواهند يك شيِ پيچيده توليد كنند؛ آيا شدني است؟! قطعا با
اين شرايط امكان پذير نيست. ما هنوز يك ماشين كه بتواند با سادهترين ماشين
اروپايي مقايسه شود نداريم. هنوز انقلابمان را بعد از دو نسل از بندر عباس
فراتر نبردهايم و كسي حاضر به الگوبرداري از اسلام ما نيست.
بنابراين بايد از بزرگ شدن و فربه شدن سامانه متمركز بانكي
ترسيد و هماهنگي بين بدنه بانك و سامانه متمركزبوجود آورد. وقتي رشد سامانه
بدون كنترل شد، ميزان خطا، دوباره كاري، امكان اختلاس و استفاده نابجا از
حفرههاي سامانه و مانند آنها بسيار زياد ميشود.
سامانه متمركز بانكي نيز بايد متعادل رشد كند و از انجام
سفارشهاي كوتاه مدت و بولهوسانه مديران خودداري شود. اگر سامانه مملو از
زير سامانهها و كانالهاي متفرقه شد، انجام كارهاي جديد زمان زيادتري
ميخواهد، هزينههاي توليد بيشتر ميشوند، امنيت سامانه پيچيدهتر و كمتر
ميشود و مشكلات آن قدر زياد ميشوند كه اگر منفجر نشود، هزينه نگهداري
سامانه بيشتر از توليد آن ميشود!؟