واردات بنزین توسط بخش خصوصی
12اردیبهشت1390
ظاهرا با تصویب نمایندگان مجلس و در چارچوب لایحه بودجه سال 90 کل کشور بنا
شده به بخش خصوصی که هنوز تعریف آن مشخص نیست! اجازه دهند که فرآورده نفتی
مانند بنزین را وارد و طی شرایط و اخذ مجوزهایی آنرا بطور آزاد بفروشد. تا
این جای کار خیلی خوب است.
اما باید چند کار انجام شود تا این عمل واقع شود:
1- وزارت نفت مکلف است پس از ارزیابی شرکت های متقاضی، پروانه بازرگانی
فرآورده های نفتی برای فعالیت آنها صادر کند.
2- وزارت نفت باید تمهیدات لازم از جمله امکان بهره گیری از تاسیسات و زیر
بناهای موجود با دریافت هزینه های مربوط برای اجرای این جزء را مهیا کند.
3- مسولیت تنظییم بازار با در نظر گرفتن تولیدات داخلی، قیمت فروش و زیر
ساخت های موجود با وزارت نفت است.
4- مجلسی که این مصوبه را داده است، بنا بر هر شرایطی که محتمل است، تغییر
عقیده ندهد و شرایط را بدتر از جهنم برای وارد کننده نکند.
ما به بخش خصوصی توصیه می کنیم که گول این مصوبات را
نخورند تا همان بلایی که بر سر واردات خودرو آمد بر سرشان نیاید. چند سال
قبل قرار شد که جهت وادار کردن خودروسازان برای بالا بردن کیفیت
محصولاتشان، اجازه وارد کردن خودروی خارجی را بدهند و تعرفه را با 100 درصد
شروع و هر سال 10 درصد کم کنند. اما چند سالی است که هر بار قانونی از مجلس
می گذرد و قانون سال قبل را نقض می کند و تعرفه را ثابت نگاه می دارد!؟
در این شرایط، کدام بخش خصوصی ابلهی است که حاضر به
سرمایه گذاری شود و مانند کشاورزان دیمی کار که چشمشان به آسمان است که
باران ببارد، چشمشان به مجلس و رییس جمهور و ... باشدکه چیزی را لغو و چیزی
یک شبه برباد ندهند.
به بندهای 1 تا 3 بالا نگه کنید. هر کسی میداند که هزار
ندانم کاری و رانت و حق حساب در این راه وجود دارد. اصولا هر جایی که حرف
ارزیابی در ایران به میان می آید، حرف ... و ... و ... هم وجود دارد.
تمهیدات لازم را اگر وزارت نفت درست نکرد یا بد درست کرد
یا دیر درست کرد یا ... که بسیار محتمل است، چه باید کرد؟
مسولیت تنظیم بازار هم که با وزارت نفت است و هیچ حساب و
کتابی برایش وجود ندارد که چگونه و با چه منطقی باید تنظیم کند!
پس تنها با شرایط زیر می توان کار کرد و سود برد:
1- آقا زاده یِ محبوب باشید
و مغضوب نباشید. زیرا در موارد بسیاری کارتان گیر می کند و باید با روابط و
فشارهای گوناگون رفع گیر نمایید. اگر آقا زاده ایی هم کمکتان کند، احتمال
موفقیت زیاد است. امتحان کنید که ارزشش را دارد.
2- نظامی باشید یا قبلا بوده باشید که روابط هنوز برقرار باشد. شما نیز می
توانید مشکلات را حل کنید و سود ببرید.
3- چسبیده به یکی از ارکان قدرت باشید و به عبارتی نماینده یا کارگزار آن
باشید و در کنارش لِفت و لیسی هم به شما برسد. البته لیسیدن این کاسه هر
نوبتش حدود چند میلیارد می ارزد.
برادران مجلسی من، با این روشها نه شکوفایی اقتصادی رخ می
نماید و نه بخش خصوصی می توانید
درست کنید. دولتی ها هر روز قوی تر و خصوصی ها هر روز ضعیف تر می شوند. تا
امنیت اقتصادی، مالی، سیاسی و قضایی درست نکنید، به هیچ کجا نمی رسیم و نمی
رسید. همه اینها در کنار و هماهنگ با هم معنی دارند. نمی شود یکی را داشت و
دیگری را نداشت.
تا کنون که نتوانسته اید، بعد از این می توانید؟