به خاطر
شانزده آذر، سیزده آبان و دیگر روزهای مردم
17آذر1388
ادعا میشود که در زمان انقلاب اسلامی ایران، افراد عادی جامعه که بیش از 99
درصد جمعیت را تشکیل میدادند، برای تساوی حقوق
مدنی، عدالت اقتصادی و آزادی بیان به پا خواستند و حقوق بشری
خود را از آن حیث که انسانند (و نه متدین)، طلب کردند. رهبران روحانی و
مسلمان گفتند و نوشتند که مردم ایران با اسلام شیعه به تمام اینها میرسند. مردم هم با اعتماد
کاملی که به رهبران دینی داشتند، به اسلام و قانون اساسی نوشته شده توسط
آنها رای دادند.
بعد از مدتی که گذشت، شنیده شد که مردم برای اسلام انقلاب
کردهاند و برای آن هر گونه فدا کاری حاضرند که انجام دهند و حتی حقوق بشری
خود را تقدیم نمایند! اسلام هم د ر ابتدا معلوم نبود که چیست و چه کسی آنرا تعریف
میکند! مردم باوری خوش داشتند و از بعد از آن خبر نداشتند که چه میشود. بالاخره آنکه بلندگوداشت، هر چه خواست تعریف کرد و گفت که اسلام
این است و هر که غیرِ این بگوید، نه تنها شیعه نیست، بلکه غیر مسلمان است!!!
دوران قبل از انقلاب اسلامی، دانشگاههای ما در قبل و
اوایل انقلاب، قشر محروم شهرهای ایران، روستاهای ایران، آسمان، کهکشان،
فرشتگان و همه هستی شهادت میدهند که مردم ایران، اسلام را برای رسیدن به
تساوی حقوق مدنی، عدالت اقتصادی و آزادی بیان میخواستند و بی معنی بود که
از همه اینها بگذرند تا چیزی را بدست آورند که عدهای میگویند اسلام است.
اوایل انقلاب همه در دانشگاهها و غیر از آن فکر میکردند
که:
زندانی سیاسی نخواهند داشت و سیاست سانسور نمیشود
آزادند عقاید خود را بدون کشته شدن به خاطر بیانش بگویند و نشر دهند
تمام مکاتب سیاسی و غیره میتوانند در دانشگاه و جامعه پایگاه و حزب داشته باشند و آزادنه تبلیغ کنند و نماینده انتخاب کنند
به خاطر عقیده از کار اخراج نشوند
آزادی زمان امام صادق (ع) را داشته باشند
حریت و تحمل علی (ع) حاکم میشود
قوه قضاییه و قاضی آنچنان خوب میشوند که در به در به دنبال مظلوم می گردند که دادش بستانند نه اینکه 30 سال بعد هم، مظلوم در به در به دنبال آنها بگردد که قانون را خود نقض نکنند
آزاد باشند که از ظلم کارفرما و هر مقامی اعتصاب کنند، هر قدر که بخواهند، هر کجا که بروند
بتوانند آزادانه راه پیمایی کنند و نظرات خود را به همه اعلام نمایند
رهبرانشان را بدون انتصاب دیگری، خودشان تعیین کنند
حقوق بشر مقبول میشود
و هزاران فکر دیگر که ...
اگر اسلام اینها را به ارمغان بیاورد(که واقعیش میآورد)، میخواهندش. وگر
نه، آنچه عدهای می گویند اسلام است نمیخواهند.
والسلام. ختم کلام.