شركت بزرگِ پي.اس.پي


     مدتي قبل معاونت محترم بانك و بيمه وزارت دارايي فرمودند (نمي دانيم چرا) كه بانك‌ها يك پي.اس.پي بزرگ تاسيس كنند و اين شركت عقب ماندگي كشور را (نمي‌دانيم چگونه) در زمينه نصب و كاربرد پوز جبران كند. اين نظريه موافقان و مخالفاني داشت و هر يك دلايلي براي عقيده خود داشتند.

     اين موضوع توسط بانك‌هاي دولتي و خصوصي پي‌گيري شد و در جلساتي كار پيش رفت تا به نقطه‌اي رسيده است كه هر بانك بايد نظر صريح‌تري بدهد و در سرمايه گذاري شركت كند يا منصرف شود. در آخر نتيجه گرفته شد كه تا حداكثر 3 شركت تاسيس شود و تمام بانك‌ها در اين 3 شركت به انتخاب خود جمع شوند. اينكه ساير پي.اس.پي‌ها چگونه منحل شوند و چه بلايي بر سر تشكيلات آنان بيايد، چندان صحبتي نشد و تقريبا اكثريت اعضا منتظر بودند و هستند كه موضوع به طريقي مسكوت مانده و مرور زمان آنرا به فراموشي بسپارد.

     تقريبا مي‌توان گفت آن عده از بانك‌هاي خصوصي كه سابقه‌اي در گسترش و نصب پوز داشتند با اين موضوع موافق نبودند و اصلا دليلي براي اين كار متصور نبودند، ولي امر مولي را اطاعت كرده و در جلسات حداقل شركت كردند. بعضي مخالفت خود را با شركت نكردن و بعضي با اظهار نظر معمولي و بعضي با وقت كشي و عقب نشيني ابراز نمودند.

     بانك‌هاي دولتي نيز تقريبا سه دسته شدند. يكي موافق دو آتشه، يكي مخالف و يكي ميانه رو و خجالتي. هر سه گروه نيز شايد در جايگاه درستي باشند و اگر هر يك راه خود را برود، شايد بهترين راه باشد كه در اين صورت فرقي با وضع موجود نمي‌كند و تعداد پي.اس.پي هاي ايراني به همين مقدار مي‌ماند.

     اما اين طرح در شرايط كنوني پي.اس.پي‌هاي ايران كاملا غير عملي و غير منصفانه و غير ... است. بعضي از دلايل به شرح زير است:

1- در حال حاضر پي.اس.پي‌هاي بزرگي در بانك‌ها مانند اقتصاد نوين، پارسيان، سامان، صادرات و ملت شكل گرفته‌اند و بدون مشكل در حال فعاليت مي‌باشند. اگر فقط همين تعداد هم باقي بمانند، با رشدي كه دارند مي‌توانند تمام نيازهاي كشور را بر طرف نمايند. اگر كمبودي دارند كافي است كه ميزان رشد بيشتري را برايشان در نظر بگيرند و آنها با سرمايه‌اي كه دارند به راحتي به اهداف تعيين شده مي‌رسند.

2- مشكل عدم گسترش پوز، كمبود پوز يا نصاب يا پي.اس.پي بزرگ نيست. مشكل تازگي محصول و فرهنگ آن و غير عقلاني بودن ساير محصولات مشابه مانند سامانه پول نقد، چك پول، چك رمز دار و مانند آنها است.

3- اگر چنين شركتي شكل بگيرد؛ با پي.اس.پي‌هايي كه تا به حال با سردمداري بانك مركزي و مقررات آن شكل گرفته‌اند چه بايد كرد؟ اين كشور را تا چه وقتي بايد دست خوش تلاطم و تغيير راي و قانون قرار داد؟ آنچه بانك مركزي طي سال‌هاي گذشته انجام داده و هدايت كرده است، خلاف اين طرح مي‌باشد و خصوصي سازي و ثبات قانون را بكلي خدشه دار مي‌كند. طرح ادغام و خريد و مانند آن، صدقه دادن به مستحق است و در شان آنان نيست.

4- وضعيت جاري و آمار نصب پوز به نحوي است كه تا اهداف تعيين شده براي امسال و سالهاي ديگر چندان فاصله‌اي ندارد و اگر همين شركت‌ها بخواهند به سادگي به بيش از آن هم مي‌توانند دست يابند.

5- ميزان استفاده و كاربرد پوزهاي نصب شده مايوس كننده است و ضرر بسياري نصيب بانك‌ها مي‌كند. بهتر نيست اول يا همزمان با گسترش پوز، به فكر استفاده مطلوب از دستگاه‌هاي موجود برآييم. آيا تا به حال كاري جدي و عملي غير از حرف زدن داشته‌ايم. وقتي مغازه‌دار و فروشنده نه رغبت و نه اجباري به نصب پوز دارد، چرا از گسترش پوز با روش‌هاي نامعقول حرف مي‌زنيم.