تاثيرِ قرض‌الحسنه‌يِ مظاهري بر ساير محصولات بانكي


     مطابق طرحِ آقاي مظاهري رييس كل محترم بانك مركزي ايران، براي لحاظ نمودن تورم در محصولات بانكي و فرار از شبه يا يقينِ ربوي بودن نظام بانكيِ بدون رباي ايران، وام گيرنده بايد ميزان تورم را در بازپرداخت وام خود لحاظ نمايد. اينكه چگونه اين ميزان مشخص و اخذ مي‌شود داستاني طولاني دارد كه بايد مقداري از آن با تحقيق و علم حل شود و مقداري با تجربه و آزمايش. نحوه ترميم تورم در سپرده گذاري‌هاي قرض‌الحسنه نيز بايد مشخص شود. نظرهاي متفاوت و ناپخته‌اي تاكنون عرضه شده و جاي بحث هنوز باز است. شايد بتوان اين طرح را به سپرده گذاري و وام دادن با سكه‌ي طلا يا معادلِ سكه‌ي طلا در زمان جاري شدن قرض و وام تشبيه كرد.

     در هر صورت عقده‌اي كه سال‌ها مسكوت مانده بود، سر باز كرد و خواستار باز شدن گرديد. اكنون مردم متوقع شده‌اند كه هم در سپرده گذاري‌هايشان ميزان تورم و كم شدن ارزش پول ملي در نظر گرفته و جبران شود هم وام دهنده انتظار دارد كه ميزان تورم در نظر گرفته و جبران شود. حتي در روابط فاميلي نيز قرض دادن امري ناخوشايند شده و كسي كه قرض مي‌دهد با گذر زمان متضرر شده و تمام مردم اين موضوع را به خوبي درك مي‌نمايند.

     بدبختانه ضرركننده‌هاي اصلي افراد فقير و كم درآمد جامعه و دقيقا كساني هستند كه سپرده‌هاي خرد دارند. افراد مال‌دار معمولا در حال معامله و كاسبي هستند و آنقدر عقل دارند كه پول خود را سپرده گذاري ننمايند و آنرا تبديل به چيزي كنند كه سود داشته باشد يا حداقل ارزش آن به مرور زمان بيشتر شود.

     اگر طرح مظاهري قبول شود و تورم لحاظ گردد، بايد براي سپرده قرض‌الحسنه نيز تورم را لحاظ نمود و حداقل سودي كه به آن پرداخت مي‌شود را ميزان تورم رسمي بانك مركزي قرار داد (نه بانك جهاني!). در اين حالت بانك خصوصي و دولتي تفاوت نمي‌كنند. تاثير اين كار بر سپرده كوتاه مدت دولتي كه 7 درصد سود مي‌دهد بسيار زياد و نابود كننده است. سپرده بلند مدت مي‌تواند خود را وفق دهد و چندان متاثر نشود. ولي بانك بايد اين ميزان سود يا ترميم مالي را به نحوي بدست آورد يا از محلي تامين نمايد كه خود داستاني مفصل دارد.

     راحت‌ترين راه براي دولت اين است كه بانك مركزي به هر نحوي كه شده ميزان تورم را 5 يا 6 درصد اعلام كند!؟ نحوه و چگونگي آن‌با خودشان باشد حتما راهي پيدا مي‌كنند. اما ظاهرا بهترين راه، كارمزدي نمودن محصولات بانكي و رها شدن از نظام موجود (با هر اسمي كه دارد) است. به عبارت ديگر بعد از 30 سال كژ روي، بايد پاي خود را بر جاي پاي آمريكايي‌ها بگذاريم!