زنده باد رييس بانك جهاني
كار كردن براي جهاني عاري از فقر


 

     فكر مي‌كنيد مقام و اهميت رييس بانك جهاني بيشتر است يا رييس بانك مركزي ايران؟ يا جميع مديران عامل بانك‌هاي ايران؟ قطعا رييس بانك جهاني. داستان جوراب سوراخ دار ايشان را بعضي‌ها به مسخره گرفتند! بعضي‌ها به موضوعات ديگر ربط دادند و ما به درايت و بزرگي او.

     اگر يكي از مقامات ارشد جمهوري اسلامي ايران مانند رهبر نظام يا رييس جمهور، با جوراب سوراخ دار در نزد مردم و دوربين‌هاي خبري حاضر شود، چه مي‌شود؟ اگر دكتري معروف در يك جمع خانوادگي چنين كند و برايش عادي باشد چه؟ اگر امام جماعت چنين كند چه مي‌شود؟ ابتدا بسياري از ظاهر بينان ممكن است خرده بگيرند و آنرا تقبيح كنند. اما اگر اين شخص، بي اهميت به اين موضوع باشد و رفتاري عادي داشته باشد، ابتدا براي ديگران هم بي اهميت و عادي مي‌شود. سپس فكر مي‌كنند كه كار درست همين است نه اصراف بيهوده كردن. حتي ممكن است در بعضي از شرايط تبديل به مد هم بشود. تعجب نفرماييد. مگر شلوارهاي در حال افتادن، داراي وصله، رنگ رفته و بسياري ديگر مد نشد؟ مگر گاهي پيراهن كوتاه و گاهي بلند مد نشد؟ مگر دوختن و پوشيدن لباس بصورت پشت و رو مد نشد؟

     يكي از معاني رفتار رييس بانك جهاني اين است كه در عين رياست بر سازماني پولدار و بزرگ و دريافت حقوق زياد، انسان بايد اصراف نكند. اگر جورابي هنوز قابل مصرف است، چرا بايد آنرا دور انداخت. اگر رييس بانك جهاني شديم، آيا مجاز به اصراف هستيم؟ قطعا خير.

     ديگر اينكه به مردم مي‌گويد كه من آدم ولخرج و تبذير كاري نيستم. اگر پول جهان نيز در نزد من باشد، متعلق به من نيست و من فقط در آنچه متعلق به من است تصرف مي‌كنم.

     آخر اينكه به همه جهان مي‌گويد كه مرا به خاطر جوراب‌هايم انتخاب نكرده‌اند و ترسي از پوشيدن جوراب سوراخ ندارم حتي اگر همه جهان ببينند. مگر تبحر يك دكتر به جوراب اوست؟

     وقتي شعار بانك "كار كردن براي جهاني عاري از فقر" باشد، چه باك از اينكه جوراب رييس بانك سوراخ باشد.

 اما نگاه ما جداي از سياست بود و اينكه در پشت پرده بانك جهاني و رييس آن چه كساني قرار دارند و چه مطامعي را دنبال مي‌كنند. بهانه‌اي بود براي گفتن حرفي حق.