چرا يارانه دادند، چرا يارانه ميدهيم؟
همانطور كه از اسم يارانه بر ميآيد، قصد كمك و
ياري دارد. اين كمك و ياري بايد به كسي برسد كه افتاده است و محتاج و
درمانده.
بنابراين هيچ عقل سليمي نميپسندد كه يارانه را به آدمهاي توانمند بدهيم.
نكته دوم اينست كه يارانه را بايد به دست همه افراد مستحق
يك ملت و يك جامعه رساند و اگر به همه نرسد، دچار بيعدالتي و بيلياقتي
شدهايم و عمق بيعدالتي به ميزان انحراف از فراگير بودن يارانه است.
نكته سوم اينست كه روش و نحوه تشخيص افراد مستحق بايد
صحيح و بر مبناي يك مكتب اقتصادي باشد. اگر چه ممكن است اندكي از يارانه را
به دلايل سياسي توزيع كرد، اما براي مدت و گستره كم بايد باشد.
نكته چهارم اينكه اعطاي يارانه نبايد منجر به اتلاف منابع
به نحو مستقيم و غير مستقيم شود و نبايد تاثير مخرب بر ساير امور بگذارد.
نكته آخر اينكه يارانهاي كه ما ميدهيم، توزيع ثروت ملي
ما بين تمام هموطنان است بطور مساوي يا ياري رساندن به افراد فقير و محتاج؟
در باره نكته اول در مورد يارانه سوخت كه در حال حاضر به
فقير و غني اعطا ميشود چند سوال ساده ميتوان پرسيد:
1- اگر فرد يا خانوادهاي چندين خودرو داشته باشد، به تمام آنها بايد
يارانه داد؟
2- اگر فردي فقير نباشد، بايد يارانه سوخت بگيرد؟
3- به افراد فقير بايد يارانه داد يا به مشاغل كم درآمد و محتاج؟
ملاحظه ميشود كه يارانه فعلي سوخت از اين مشخصه برخوردار
نيست و بسيارند هموطنان فقير و محتاجي كه ميزان دريافتي يارانه آنها بطور
مستقيم و غير مستقيم ناچيز است و بسيارند هموطنان توانمندي كه يارانه
زيادي دريافت مينمايند.
درباره نكته دوم كه يارانه را بايد به دست همه افراد
مستحق يك جامعه رساند، ميتوان بدون آمار و ارقام قضاوت كرد كه فقط به دست
كساني ميرسد كه خودرو دارند يا به خودرو يارانه داده مي شود نه به افراد
جامعه. به عبارت ديگر اگر ميخواستيم يارانه بدهيم بايد به كسي كه خودرو
نداشت هم اعطا ميكرديم و او اختيار داشت كه آنرا به نحو مطلوب مصرف نمايد
يا صرفه جويي نموده و به طريقي ديگر صرف كند.
درباره نكته سوم يا روش و نحوه تشخيص افراد مستحق بايد
گفت كه اصلا روشي وجود ندارد. افراد مستحق از غير جدا نميشوند. هر كسي كه
ماشيني را به جايگاه سوخت ببرد، ميتواند از يارانه سخاوتمندانه دولت ايران
برخوردار شود حتي سفارتخانههاي خارجي و جهانگردان و غيره.
درباره نكته چهارم كه اعطاي يارانه نبايد منجر به اتلاف
منابع شود و نبايد تاثير مخرب بر ساير امور بگذارد، به سادگي ميتوان مشاهده
كرد كه باعث توليد خودروي بيكيفيت و با مصرف بالاي سوخت شده، اسراف در
مصرف را باعث شده، آلودگي هوا را به حدي رسانده است كه باعث مرگ تدريجي و
سرطاني و خاموش انسانهاي شهرهاي بزرگ شده، قاچاق سوخت را باعث شده و موارد زيادي كه
ذكر نمينماييم.
درباره نكته آخر كه توزيع ثروت ملي ما بين تمام هموطنان
است بطور مساوي يا ياري رساندن به افراد فقير و محتاج، بديهي است كه حالت
اول و توزيع ثروت ملي درست است. اگر اين توزيع به نحو صحيح انجام شود،
يارانهها خودشان مسير درست را انتخاب كرده و اسراف هم نميشوند.
اما شروع يارانه در رژيمهاي قبل از انقلاب اسلامي ايران
به دلايلي سياسيـ اقتصادي بود كه به مرور زمان رنگ سياسي آن شدت گرفت.
افراد مسن به ياد ميآورند كه بليط اتوبوسهاي شركت واحد كه در زمان قبل از
انقلاب كمي گران شد، چه آشوبي به پا كرد. و اصولا هر نوع عملي از اين دست
به اعتراض بجا و گاهي بيجاي مردم تبديل ميشد. علت هم اين بود كه چون
مردم از حكومت ناراضي بودند و خود آنرا انتخاب نكرده بودند و به
برنامههايش راي نداده بودند، از اعمالش هم حمايت نكرده و هر افزايش قيمتي
را بهانهاي براي اعتراض و شورش قرار ميدادند.
متاسفانه حكومتهاي بعد از انقلاب نيز از نوعي بيماري
مانند رژيم سابق رنج ميبرند. ما به موضوعهاي زير كه در رژيم هاي مردم
سالار وجود دارد و مردم آنها به آن راي ميدهند راي نميدهيم:
1- ما به حزب راي نميدهيم.
2- ما به برنامه راي نميدهيم.
ما فقط به افرادي كه مورد وثوق اخلاقي باشند يا ناشناخته كه مورد وثوق
اخلاقي ديگران باشند يا . .
. راي ميدهيم كه معمولا:
1- آشنا با هيچ مكتب اقتصادي نيستند
2- اصلا برنامهاي براي كار ندارند و طبيعي است كه اعلام هم نمينمايند.
3- عضو حزبي كه برنامه داشته باشد نيستند. تا كنون حزبي در ايران با برنامه
نيامده است و وجود ندارد. همه آنها شعار سياسي و راي جمع كن ميدهند.
اگر احزاب بيايند و برنامههايشان را اعلام كنند و در
تمام زمينهها نظراتشان را بگويند و براي اجراي آنها از مردم راي بگيرند،
ديگر از شلوغ كردن و شورش و نظير آن نخواهند ترسيد. مشكل جامعه فعلي ايران
اينست كه حتي قيمت سوخت هم سياسي شده و دولت مانند رژيم سابق مشكل دارد. تا
اين مشكل حل نشود و مردم به برنامه و حزب راي ندهند، هيچ چيز درست نميشود.
نامزدهاي رييس جمهوري و نمايندگان مجلس بايد برنامههاي
خود را درباره تمام مشكلات و جنبههاي زندگي مردم بيان كنند و مردم به آن
برنامهها راي بدهند. نامزدهاي مزبور بايد براي تمام مشكلات جامعه و
طرحهايي براي پيشرفت جامعه راه حل مكتوب و مكتبي بدهند و براي آنها از
مردم راي بگيرند. در اين صورت بعد از انتخاب شدن، مشكل سوخت، آموزش عالي
خصوصي و شهريه گران، تعرفه گمرگات، گراني شب عيد و ماه رمضان، گراني مسكن،
تصادفات جادهاي، بيكاري، نظام هماهنگ پرداخت و مانند آنها را ندارند.