از كارت سوخت زاهدان چه خبر؟


     به اميد روزي كه همه ايراني‌ها را بنزين فروش كنيم. از ديد يك شهروند عادي مي‌خواهيم به تجربه‌اي كه در شهر زاهدان براي كارت سوخت اتفاق مي‌افتد نگاهي داشته باشيم. معمولا طرح‌هاي موفق!، هر تاجر و مسولي را به فكر مي‌اندازد كه آنرا در مقياس وسيع‌تري پياده سازي كند تا هم انسان‌هاي بيشتري از مزاياي آن برخوردار شوند و هم منافع بيشتري نصيب تاجر و مسول شود. زاهدان را به اين دليل انتخاب كرديم كه طرح اوليه كارت سوخت در آن اجرا مي‌گردد. وگرنه شهرهاي مرزي استان سيستان و بلوچستان از نظر قاچاق فرآورده‌هاي سوختي با هم تفاوت آشكاري نداشته و مشكل كارت سوخت هم ندارند. بعضي از مسولان معتقدند كه دو سوم سهميه سوخت زاهدان قاچاق مي‌شود.

     يكي از تفاوت‌هاي مشكل زاي زاهدان با شهرهاي ديگر اينست كه جيره بندي، هر شخص صاحب خودرو را وادار مي‌كند كه به اشكال مختلف تمام سهميه خود را دريافت كرده و اقدام به فروش مازاد سوخت بنمايد. در حالي كه در شهرهاي ديگر اجباري احساس نمي‌شود و قاچاق توسط افرادي كه مايلند انجام مي‌شود. در حالي كه در زاهدان، افرادي كه مايل به اين كار هم نيستند، وادار به انجام آن مي‌شوند.

     مدير عامل اكثر شركت‌هاي دولتي كه ماشين شركت را سوار مي‌شوند هم بنزين فروش شده‌اند. خيلي از افراد صاحب ماشين، كارت خود را يكجا مي فروشند و دردسر دريافت بنزين را به خود راه نمي‌دهند. بعضي نيز در كنار جايگاه ايستاده‌اند و به هر كس كه احتياج به بنزين كارتي دارد كمك كرده و از كارت خود كه خريداري كرده‌اند استفاده مي‌نمايند. در اين حالت نرخ هر ليتر بنزين بطور منطقي كمي بالاتر است از وقتي كه خود كارت را مي‌خريد.

به اين قيمت‌ها توجه كنيد: كپسول گاز 11 كيلويي، دم در خانه 650 تومان است و در افغانستان 15 هزار تومان. بيست ليتر نفت سفيد، دم در خانه 6هزار تومان و در زابل 10هزار تومان و در افغانستان 17هزار تومان است. بيست ليتر گازوييل، در زاهدان 6400 تومان و در زابل و افغانستان گرانتر از بنزين مي‌باشد. بيست ليتر بنزين در زاهدان 5500 تومان، در زابل 10 هزار تومان و در افغانستان 17هزار تومان است.

     در حال حاضر كنار اكثر خيابان‌هاي زاهدان تبديل به پمپ بنزين شده است. روزانه بيش از هزار ماشين براي زابل و مرزهاي شرقي مي‌رود. در زمستان صف دريافت كپسول گاز به دو كيلومتر مي‌رسد. تازه بايد مقداري هم باج بدهيد. سيلندر 11 كيلويي گاز در زمستان به 2500 تومان و در مواقع عادي بطور آزاد به 1500 تومان مي رسد.

     براي نفت سفيد از وقتي كه جيره‌بندي به صورت كارت مقوايي درآمد، ماشين جيره بندي راه افتاده و به درب منازل مراجعه مي‌كند. يك ماشين ديگر هم به دنبال آن راه مي‌افتد. صاحب خانه بعد از مهر شدن كارت توسط مامور نفت سفيد، مي‌تواند نفت خود را به ماشين ديگر بفروشد و بگويد كه نفت سفيد را به ماشين ديگر تحويل بدهند و او قيمت نفتش را از ماشين دوم دريافت كند.

     در گوشه و كنار شهر شيشه‌هاي آب معدني با حجم‌هاي مختلف مشاهده مي‌شود كه حاوي بنزين بوده و به فروش مي‌رسند. كارت‌ها را الان دو ماهه شارژ مي‌كنند. وانت بار 20 ليتر بنزين و پيكان سواري 18 ليتر سهميه دارد. اگر شما يك روز استفاده نكنيد، مي‌توانيد روز بعد استفاده نماييد ولي روز سوم به روزهاي قبل اضافه نمي‌گردد و همان دو روز در سهميه مي‌ماند. بنابراين تمام دارندگان كارت ترغيب و تحريص مي‌شوند كه از سهميه خود استفاده نمايند. البته اگر ميزان سهميه، روزي 3 ليتر براي ماشين‌هاي سواري تعيين شود؛ شاهد كمبود در بسيار از موارد مي‌شويم كه مصرف كننده بايد به نرخ آزاد بنزين تهيه نمايد.

     زماني كه به دلايل مختلف بنزين ارزان مي‌شود، بيست ليتر بنزين را 2200 تومان مي‌فروشند كه در مجموع حداقل 600 و حداكثر 2500 تومان سود دارد. بعضي اتوبوس‌ها كه به زاهدان مي‌روند حدود 50 گالن بيست ليتري گازوييل به همراه دارند. اتوبوسي است كه بجاي مسافر، ظرف‌هاي 20 ليتري گازوييل سوار مي‌كند.

     بعضي از افراد نيز با يك دوچرخه 4 تا 8 گالن بيست ليتري بنزين با نفت يا گازوييل را آزادانه صادر و ترانزيت مي‌نمايند. آدم‌هايي هستند كه 2 تا 3 گالن بنزين را به پشت مي‌بندند و روزي يك سرويس براي كسب خرج روزانه به آن طرف مرز مي‌برند.

     با سهميه بندي سوخت به صورت كوپن كاغذي، مسلم است كه شاهد تقلب و جعل آن خواهيم بود و شغل‌هاي در كنار اين جيره بندي توليد مي‌شوند كه قابل كنترل نمي‌باشند. فراموش نكنيم كه اسكناس‌هاي يورو در هنگام انتشار و حتي قبل از رسيدن به دست مردم، جعل شده و تقلبي آن توليد شده بود. به هر حال مسولان جمهوري اسلامي در انبوهي از موارد پيشگام دنيا بوده‌اند و كارهايي كرده‌اند كه در قوطي هيچ عطاري پيدا نمي‌شود. اين يكي را هم كه در هيچ كجاي دنيا سابقه نداشته و نخواهد داشت برآن بيافزاييد كه شكست مي‌خورد. اصولا اين بار اول نيست كه مديران ما اصل رجحان منافع بر هزينه را رعايت نمي‌نمايند.