اگر بانكداري متمركز داريد، بخوانيد


     اگر بانكداري متمركز هم مي‌خواهيد، اين مقاله را با كمي حوصله بخوانيد. بعضي‌ها تغيير و تعويض سامانه‌هاي آنلاين و متمركز را تشبيه به تعمير هواپيماي در حال پرواز مي‌كنند. اين تمثيل كمتر از واقعيت است. درست اينست كه در حال پرواز، يك مدل از هواپيمايي را كه سوار آن هستيم و پر از بار و مشتري است، به هواپيمايي با مدل برتر يا از خانواده‌اي يا شركتي ديگر تبديل كنيم. وقتي سامانه‌اي 24 ساعت در روز و 365 روز در سال بايد بدون وقفه به مشتريان جواب دهد، تغيير و تعمير آن كاري بسيار پيچيده و با ظرافت است.

     پيچيدگي و بزرگيِ تغيير و تبديل در سامانه‌هاي متمركز در اكثر موارد، مديران را آنچنان مي‌ترساند كه عطاي تغيير را به لقايش مي‌بخشند و همان سامانه قديمي را حفظ مي‌‌نمايند. تغيير مديران دولتي ايراني (معمولا حدود دو سال) و جامد شدن تفكر "امروز را بگذران" در ذهن آنها، مزيد بر علت شده و باعث مي‌شود كه فاصله تغييرات به يك نسل برسد. اگر بانك‌هاي خصوصي ايراني از مديران پير دولتي مي‌خواهند استفاده نمايند، بر حذر باشند كه از زنده دلانشان استفاده نمايند. در غير اين صورت بانك خصوصي را تبديل به دولتي مي‌كنند. رقابت، اعمال مقررات اسلامي و بين‌المللي تازه و عدم انعطاف سامانه‌هاي رايج متمركز، محرك‌هايي اصلي هستند كه سرمايه گذاري تخصصي، زماني و مالي زيادي را طلب مي‌كنند. بطور معمول دو روش براي بروزآوري سامانه متمركز وجود دارد:

1- روش بيگ بنگ
(1). يك باره تمام يا قسمت اعظم سامانه را تغيير مي‌دهيم. اين كار از زمان تصميم و برنامه ريزي نبايد بيش از 2 سال طول بكشد. توجه نماييد كه در اين روش بايد از نرم‌افزار آماده استفاده نمود و اگر قصد توليد نرم‌افزار مناسب داريد، زمان توليد و رفع مشكلات توليد را هم برآن بيافزاييد. اين روش امن‌تر از روش‌هاي ديگر است و در دوره يك مدير مي‌تواند به اتمام برسد.

     اجراي دو سامانه مستقل با محيط‌هاي مختلف هميشه دردسر ساز و فرساينده است. تحمل هزينه‌هاي اجراي دو سامانه نيز از مشكلات تغيير است. بنابراين اگر تغيير سامانه به سرعت انجام شود، علاوه بر مزيت رقابتي، منافع مالي و روحي زيادي هم به همراه دارد. مزيت روش بيگ بنگ در سرعت انجام كار و رها شدن از مشكلات بيان شده است.

     يك بانك آمريكايي در دسامبر 2003 تصميم به تبديل سامانه متمركز خود گرفت. بعد از مطالعه شركت‌ها و رقبا، تصميم گرفت كه سامانه موجود را با محصول سيستماتيكز از شركت فيديليتي جايگزين نمايد. بر عكس بسياري از بانك‌ها، قرار شد كه بصورت يك باره اين كار انجام گردد. دليل عمده اين تصميم، هزينه كمتر و رسيدن به پيشرفت رقبا در حداقل زمان ممكن بود. اگر چه آنها فقط 20 محصول از 24 محصول خود را تبديل نمودند، اما اين كار بيش از 2 سال بطول انجاميد.

2- روش آرام. مناسب بانك‌هاي بزرگي است كه ده‌ها سامانه در حال كار دارند. در اين موارد لازم است كه يك زير سامانه كه خدمتي را براي جمع خاصي فراهم مي‌كند، تغيير دهند. وقتي تغيير تمام شد، مي‌توانند به زير سامانه ديگر بپردازند. اين نحوه كاركردن، منافع اجراي گام به گام را دارد و بعد از يك دوره مشخص مي‌توان تمام شالوه و بستر اصلي را تعويض نمود. تغييرِ آرام در بانك‌هاي بزرگ حدود 10 سال طول مي‌كشد. دليل آن هم تا حدي واضح است. شما تا وقتي كاري را كاملا اجرايي ننموده و به انتها نرسانده باشيد، نمي‌توانيد كاري ديگر را اجرا نموده و به كارهاي ديگر كه بعضي از آنها نا تمام است متصل نماييد.

     زماني كه طول مي‌كشد تا يك بانكداري متمركز قديمي را بطور كامل تبديل به يك سامانه متمركز برتر كنيم، به عوامل مختلفي بستگي دارد كه مهمترين آنها ساختار فرهنگي و ميزان بزرگي و پيچيدگي فعاليت‌هاي بانك است. ممكن است كه بانكي بسيار بزرگ باشد، اما فعاليت‌هاي ساده ولي گسترده‌اي داشته باشد. در اين حالت تغيير آن سخت نخواهد بود.

     يكي از بانك‌هاي خصوصي انگليسي در سال 2002 تصميم به تغيير سامانه متمركز خود گرفت. روش آرام و محصول "اكتيوبانك" از شركت "فايننشل آبجكتز" را برگزيد. اولين سامانه‌اي كه برگزيد، خزانه‌داري بود كه شش ماه طول كشيد و بعد از آن به سراغ بانكداري خرد در بخش عمليات ارزي رفت. در سال 2004 به سراغ سامانه سوئيفت رفته و با پيام‌هاي استاندارد آنرا در تعامل و اتوماسيون كامل با خزانه‌داري قرار داد. در انتهاي 2004 قسمت‌هاي ديگري از بانكداري خرد را آغاز نمود.

     هر روشي را كه انتخاب كنيد، خواسته‌ها و اهداف يكسان است. مشتري مداري در كانون تمام سامانه‌ها قرار دارد. مشتريان تمام راه‌هاي تماس با سامانه را مي‌خواهند. از طريق اينترنت، تلفن، خودپرداز، پوز و شعبه مي‌خواهند كه به حساب خود دسترسي داشته باشند. آنها مايلند كه به آخرين اطلاعات كه تا ثانيه‌اي قبل توليد شده از تمام كانال‌ها بصورت آنلاين و يكسان دسترسي داشته باشند.
 

(1) Big Bang