ده شغل برتر آمريكا


     اگر از هنرپيشه‌ها، فوتباليست‌ها و مانند آنها بگذريم، مشاغلي در زمينه صنعتي و تجاري هستند كه مشتاقان بيشتري دارند. اين مشاغل بر اساس تقاضاي بازار شكل مي‌گيرند و بر همين اساس نيز زماني به اوج مي‌رسند و زماني از مقبوليت كمتري برخوردار مي‌شوند. به عبارت ديگر، شهروند غربي كاري در دست دارد و درس و آموزش عالي را براي بهتر كاركردن و پيشرفت علمي و فني در كار و توليد برتر يا ارزان‌تر انتخاب مي‌كند. اما خيلي از ايراني‌ها اول درس مي‌خوانند و سپس به دنبال كار مي‌گردند كه تا اندازه‌اي غلط است.

     مراجع اطلاع رساني معتبر زيادي در زمينه مشاغل وجود دارند كه نتايج جالبي براي سال 2006 منتشر كرده‌اند. ده شغل برتر معرفي شده در سال 2006 در جدول 1 آمده است:
 

جدول 1 - ده شغل برتر آمريكا

رديف شغل متوسط حقوق
(دلار)
تقاضاي سالانه
(پست شغلي)
فشار كار كاريابي
1 مهندس نرم‌افزار 80500 44800 كم متوسط
2 پروفسور دانشگاه 81500 95300 كم متوسط
3 مشاور مالي 122500 6100 متوسط سخت
4 مدير منابع انساني 73500 32000 كم خيلي سخت
5 پزشكيار 75000 4000 متوسط متوسط
6 تحليل‌گر بازار 82500 16000 متوسط سخت
7 تحليل‌گر رايانه/آي.تي 83500 67300 متوسط سخت
8 ارزياب املاك 66000 4500 ناچيز سخت
9 دارو ساز 92000 10100 كم متوسط
10 روان شناس 66500 6800 متوسط متوسط


     همانطور كه از جدول بر مي‌آيد، مهندسي نرم‌افزار در رده اول است. اگر شغل 7 را هم در نظر بگيريم، رشته رايانه با فاصله‌اي زياد در صدر قرار مي‌گيرد. اين موضوع نشان مي‌دهد كه رشته رايانه چقدر براي آمريكايي‌ها مهم است و در پيشرفت آنها تاثير شگرفي دارد. متاسفانه شركت‌هاي شاغل در اين رشته در ايران از مصيبتي رنج مي‌برند كه اخيرا حادث شده و بازار را با ركودي شديد مواجه ساخته است. كارفرمايان وجوه كارهاي انجام شده را با سختي و مشقت و دير پرداخت مي‌نمايند و كارهاي جديد هم راكد شده است.مهندسي نرم‌افزار تقريبا در تمام وجوه اقتصادي وارد شده و سريع‌ترين رشد را بين مشاغل مختلف دارد.

     معمولا با مدرك فوق ليسانس و مقداري تجربه مفيد مي‌توان وارد دانشگاه شد اما نردبان ترقي آن كوتاه است مگر با زحمت زياد. مدرك دكترا براي اكثر پست‌هاي رسمي لازم است. تقاضاي استخدام خصوصا در رقابت با بخش خصوصي زياد است. اين رشته داراي حداكثر انعطاف پذيري و خلاقيت است. اگر رييس دانشگاه شويد حداكثر 550 هزار دلار حقوق داريد اما در اكثر موارد، مبلغ نصف اين مقدار است.

     سال‌ها پيش كسي به دنبال مشاور مالي نبود. اما در حال حاضر حدود 300 دانشگاه براي برنامه ريزي مالي دانشجو مي‌پذيرند. وكلا و حسابداران براي درجات بالاتر وارد اين رشته مي‌شوند. مشاوراني كه براي شركت‌هاي بزرگ كار مي‌كنند، بيش از 200 هزار دلار در ماه مي‌توانند درآمد كسب كنند.

     مدير منابع انساني (مثلا معاونت يا اداره كل پرسنلي و رفاه در ايران) ديگر به مسايل اداري و حقوقي كارمندان رسيدگي نمي‌كند بلكه اين موارد يا برون سپاري مي‌شوند يا به مديران رده پايين‌تر سپرده مي‌شوند. مديران منابع انساني به مديران برنامه ريزي استراتژيك براي سازمان تبديل شده‌اند. اين مديران مي توانند محيط كاري با كيفيت و توانا و با فرهنگ غني خلق كنند يا ركود و رخوت بر سازمان حاكم نمايند. مديران ارشد و موفق شركت‌هاي بزرگ حدود 285 هزار دلار درآمد دارند. در شركت‌هاي چندمليتي اين مبلغ به يك ميليون دلار مي‌رسد.

براي اكثر دكترها پر كردن فرم‌ها، انجام مراحل اداري، انجام مراحل مختلف آزمايشات پزشكي، انجام تمرينات پزشكي و مانند آنها از بدترين مراحل شغلي است. پزشكياران تمام اين كارها تحت نظر يك پزشك بايد انجام دهند. اگر چه براي پيشرفت جاي چنداني ندارد، اما بعضي از كمك جراحان بيش از 100 هزار دلار درآمد دارند.

     اگر مي خواهيد بدانيد كه محصول چشم پركن بعدي بازار چيست، اين رشته را انتخاب كنيد. شركت‌هاي معتبر قبل از توليد يك محصول يا ارايه يك خدمت، به سراغ تحليل‌گران بازار آمده و آنها خواسته مشتري، نيازهايش و رفتارهاي  او را در هنگام خريد بررسي كرده و اطلاعات گران قيمتي برايش جمع آوري مي‌كنند. بر اين اساس است كه اقدام به معرفي و توليد يك محصول مي نمايد. يك مدير ارشد اجرايي در اين شغل بيش از 200 هزار دلار درآمد مي‌تواند داشته باشد.

     به خاطررشد سريع  فن‌آوري اطلاعات، اكثر رشته‌هاي رايانه از تكنيسين تعميرات تا مدير وب يا بانك اطلاعاتي، داراي درآمد خوبي هستند. تحليل‌گران مبتدي حدود 60 هزار دلار و مديران ارشد بانك‌هاي اطلاعاتي چند برابر اين مقدار درآمد دارند. مديران ارشد شبكه كه مسول اينترانت سازمان هستند، بيش از 250 هزار دلار درآمد دارند.

     ارزيابان املاك به ميزان رشد معاملات، رشد نمي‌نمايند. اما ارزيابي در اكثر معاملات دولتي، پرداخت ماليات، بيمه و بسياري از موارد ديگر لازم مي‌آيد. اگر چه پيشرفت چنداني در اين رشته وجود ندارد اما در بهترين حالت، درآمدي حدود 130 هزار دلار در سال دارند.

     نياز به داروسازي با توجه به رشد روزافزون جمعيت، انواع مريضي، ويروس و ميكرب، روز به روز بيشتر مي‌شود. اگر چه درآمد معمول اين رشته حدود 90 هزار دلار است، اما فروشندگان زنجيره‌اي دارو تا 6 برابر هم درآمد دارند.

     احساس درماندگي مي‌كنيد و فشار عصبي داريد. شما هم مانند بسياري ديگر از مردمي هستيد كه در مواجهه با چهره‌هاي جديد تمدن نان مي خورند. اگر به بيماري روده عصباني دچار شديد دستگاه گوارش شما درست كار نكرد، نگران نباشيد، خيلي‌ها مثل شما هستند. مشكل كار به دست روان شناس گشوده مي‌شود. مشاوران خبره و بيمارستاني بيش از 95 هزار دلار درآمد دارند.

     در مجموع اگر به 10 شغل جدول 1 و تناسب حقوق دريافتي آنها توجه كافي مبذول نماييم، تعادلي منطقي را در مي‌يابيم كه يك جامعه متعادل را راهبري مي‌نمايد.