چه تعداد خودپرداز در ايران نياز داريم؟


     طي بررسي صورت گرفته توسط موسسه "تحقيقات بانكداري خرد" تعداد خودپردازهاي جهان تا سال 2007 بيش از يك‌ونيم ميليون دستگاه خواهد رسيد. در پايان امسال حدود يك و نيم ميليون دستگاه و در سال 2000 بيش از يك ميليون دستگاه وجود داشت و بيست سال قبل تعداد آنها به 200هزار دستگاه بالغ مي‌شد. به عبارت ديگر در 6 سال اخير تعداد خودپردازهاي جهان حدود 50 درصد زيادتر شده است كه رشد خدمات مكانيزه بانكداري را بيان مي‌نمايد. طبق منابع متعبر جهاني تعداد خودپردازهاي كشورهاي پيشرفته جهان در سال 2004 به قرار زير است:

رابطه جمعيت و تعداد خودپرداز در كشورهاي دنيا

رديف نام كشور تعداد جمعيت
هزار نفر
سرانه به نفر
1 انگلستان 54000 542 60 1121
2 ايتاليا 42000 127 58 1384
3 هلند 79000 039 28 3549
4 سنگاپور 1700 467 4 2628
5 سوئد 29800 011 9 3024
6 سوئيس 5400 511 7 1391
7 فرانسه 48500 890 60 1255
8 بل‍ژيك 14200 374 10 731
9 كانادا 48000 981 32 687
10 ژاپن 136000 455 127 937
11 كره جنوبي 57000 545 52 922
جمع / ميانگين 735 422 942 451 1069

با توجه به جدول فوق مي‌توان استنباط نمود كه در كشورهاي مورد بحث بطور ميانگين به ازاي هر هزار نفر يك پايانه خودپرداز اختصاص داده شده است. حال با عنايت به جمعيت كشور ايران كه حدود 70 ميليون نفر در نظر گرفته مي‌شود و با توجه به وضعيت جغرافيايي كشور، اگر حدود 60 درصد از اين جمعيت شهر نشين فرض شود و چنين در نظر بگيريم كه با توجه به تفاوت‌هاي موجود بين شهر و روستا سياست استفاده از  پايانه خودپرداز صرفا براي مناطق شهري مد نظر است، آنگاه مي‌توان چنين نتيجه‌گيري نمود كه كشور ايران جهت همگام شدن با جهان به حدود 42 هزار خودپرداز نياز دارد.

مطلب فوق برگزيده مختصري از يك گزارش از توليدات اداره كل سازمان و تشكيلات و روش‌هاي بانك ملت بود.

راه راست:

1- اگر 42هزار خودپرداز پيشنهادي قبل را بپذيريم، ساخت خودپرداز در داخل كشور بسيار منطقي جلوه مي‌كند. اگر از قسمت‌هاي حساس خودپرداز كه به سادگي قابل وارد شدن هستند بگذريم، قسمت‌هاي ديگر با صرفه جويي ارزي و هزينه نهايي كمتر قابل توليد در ايران است. بيايم از توليد داخل حمايت نماييم.
2- شركت‌هايي كه وارد عرصه ساخت خودپرداز شده‌اند يا بسيار كوچك هستند كه موجب دلسردي بانك‌ها مي‌شود، يا بي‌تجربه كه حتي در بازاريابي حرفه‌اي هم دچار مشكل مي‌شوند و همان نتيجه را مي‌دهد. شراكت با يكي از بانك‌ها يا تاسيس شركت ديگر توسط يك بانك يا موسسه سرمايه گذاري يا توليد توسط يكي از شركت‌هاي بزرگ فروشنده خودپرداز، پيشنهاد مي‌گردد. توصيه مي‌شود كه راه حلي براي مشكلات خود بيابند.
3- توليد قسمت‌هاي نيمه حساس و حساس نيز به تدريج قابل انجام شدن است.
4- توليد قسمت‌هاي مختلف خودپرداز توسط شركت‌هاي زيادي انجام مي‌شود كه آنرا از حالت انحصاري خارج كرده و در حال حاضر توليد كنندگان كوچكي در دنيا وجود دارند كه فروش سالانه آنها كمتر از يك دهم نياز ايران است.
5- كشورهاي نمونه در جدول بالا از لحاظ فرهنگ مردمي، مالياتي، فن‌آوري، امنيت اجتماعي و بسياري ديگر، فرق زيادي با مردم ايران دارند. اگر چه دوست داريم مانند آنها از رشد اقتصادي و فني برخوردار شويم اما براي مقايسه بايد تعديل صورت گيرد يا از مبنايي ديگري براي سنجش استفاده شود.
6- با توجه به اينكه فرهنگ سازي به زبان خوش مدت زمان زيادي لازم دارد كه از 10 تا 30 سال، مدت معقولي است، نبايد با زمان‌هاي كوتاه مدت توجيهات اصولي خود را ارايه دهيم. پيشنهاد مي‌شود كه از راه‌هاي دستوري و فشار منطقي (مالي، كارمزد، قانون اصناف و بازرگاني) استفاده نماييم.
7- بررسي روزمره نشان مي‌دهد كه اگر همين تعداد (حدود 4500 عدد) دستگاه‌هاي خودپرداز هميشه داراي پول باشند، مردم راضي هستند. اگر تعداد آنرا به دوبرابر برسانيم و رشد كارت را نيز در نظر بگيريم، كافي به نظر مي‌رسد.
8- هزينه پرداخت پول توسط خودپرداز بين يك تا دو درصد از پول تحويل داده شده است. اگر روزي اين مقدار را بخواهيم از مشتري بگيريم، ميزان استقبال از دستگاه چقدر مي‌شود؟ از جمله تفاوت‌هاي ما با كشورهاي خارجي در اين امر است.
9- بهترين راه براي پيش‌بيني آينده در ايران، تامين تقاضاي بازار است. تا اندازه‌اي كه مردم راضي شوند و استفاده نمايند، بايد خودپرداز نصب كرد. البته از تغيير روش، قانون و مسايل حاشيه‌اي غافل نمانيم. عرضه روش‌هاي رقابتي مانند پوز و پرداخت الكترونيك نيز تاثير زيادي در استقبال از خودپرداز دارند.