بانکداري متمرکز، اكنون زمان تغيير تفکر است


     در تحقيقي که توسط دو موسسه معتبر در بين مديران ارشد بانک‌هاي جهان انجام شد، بيان مي‌شود که اگر بانکي بخواهد موفق بماند، لازم است که سامانه‌هاي متمرکز خود را تغيير دهد. بانکداري فعلي و امکانات رايج آن، ديگر مشتريان مختلف را راضي نمي‌کند. اين تحقيق تاکيد مي‌کند، سامانه‌هايي موفق خواهند شد که آمادگي زيادي براي تغيير مطابق ميل مشتري در شاخه و رشته خاصي از صنعت داشته باشند. به عنوان مثال ممکن است شرکت ايران خودرو خواسته‌هايي داشته باشد يا شرکت‌هاي بيمه يا مشتريان ديگري يا محصولي جديد که مشتريان زيادي را از ساير بانک‌ها به سوي شما جلب نمايد.

     برندگان سيستم بانکداري کساني هستند که در بازار، متفاوت و برتر از ديگران باشند و در داخل، از سادگي برخوردار باشند. اين کار در صورتي ممکن مي‌شود که سيستم‌هاي 1- غير لازم، 2- تکراري و 3- پيچيده‌ي فن‌آوري اطلاعات را حذف نمايند. علاوه بر آن، اجراي سريع برنامه استراتژيک نيز از ضروريات هر بانک است. در سال 2005 تحقيقي توسط دو شرکت معتبر انجام گرديد و مشکلات کنوني بانکداري متمرکز را دسته بندي نمود. جدول 1 خلاصه‌اي از اين آمار را كه توسط شركت اس.اي.پي تهيه شده نشان مي‌دهد.
 

جدول 1- مشکلات کنوني سامانه‌هاي بانکداري متمرکز

رتبه عنوان مشكل درصد
1 انعطاف پذيري 70
2 هزينه 47
3 يكپارچه سازي 47
4 سادگي 23
5 فن‌آوري 14
6 سرعت عمل و پاسخ دهي 13
7 خطاي پردازش 11
8 قابليت ارتقا براي كار بيشتر 12
9 خطاي ورود اطلاعات 7
10 دسترسي آسان 9
11 خطاي عملياتي 5
12 ديگر مشكلات 8

     تحقيق فوق بين 150 مدير ارشد بانک که در زمينه‌هاي اجرايي و فن‌آوري اطلاعات شاغل بودند انجام گرديد. بانک‌هاي مورد مطالعه 70 عدد بود که 43 مورد آن در 100 بانک برتر مي‌باشند. مطالعه در کشورهاي مختلف اروپايي، آسيايي و آمريکاي شمالي انجام شد.

     مطابق اين تحقيق، در تعريف بانکداري متمرکز، اتفاق نظر وجود ندارد. اما فرض شد که بانکداري متمرکز مجموعه‌اي از تمام عناصر فن آوري اطلاعات است که اجازه مي‌دهد بانک‌ها محصولات و خدمات اصلي که شامل کاربران، انواع حساب‌ها، وام‌ها، تسهيلات، تراکنش‌هاي مالي و کارت‌هاي بانکي است را ارايه نمايند. اتوماسيون اداري و کانال‌هاي دستيابي به علاوه مديريت روابط مشتريان را داخل در تعريف بانکداري متمرکز نياورديم.

     مدير يکي از بانک‌هاي آلماني مي‌گويد که اکثر بانک‌ها از فن آوري دهه 1970 و 1980 استفاده مي‌کنند بنابراين کارهاي زيادي بايد انجام دهند. او معتقد است که بانکداري متمرکز را بايد دوباره تعريف کرد. بعضي از بانک داران خارجي و ايراني با جديت به دنبال فن آوري‌هاي جديد هستند که به سرعت عمل و پويايي مناسب براي فتح بازارهاي جديد و نگهداري مشتريان قديم برسند. وقتي از يکي از مديران بانک سئوال شد که: "آيا طرحي براي تغيير يا جايگزيني سامانه متمرکز به شما داده شده"؟ جواب داد: "واي خدايا، اميدوارم که خبري نباشد". ديگري گفت که: "اين کار مانند پيدا کردن سوزن در کاه است."

     بانك‌هاي بسياري هستند كه به تغيير يا جايگزيني سامانه متمركز خود فكر مي‌كنند. حدود 30 درصد از بانكداران اروپا، 35 درصد از آسياي شرقي و 20 درصد از آمريكاي شمالي قصد دارند كه در 3 تا 5 سال آينده سامانه متمركز خود را جايگزين نمايند. حدود 70 درصد از بانكداران دنيا معتقدند كه صرف وقت بيشتر با مشتري و درك نيازهاي او باعث بيشتر شدن مشتريان و درآمد بانك خواهد شد.

انعطاف پذيري و يکپارچگي:

     همانطور که از جدول 1 معلوم است، 70 درصد مديران بانک از عدم انعطاف پذيري سامانه‌هاي بانکي و 47 درصد از عدم يکپارچگي سامانه‌ها شکايت داشتند. يکي از مديران بانکي فن‌آوري اطلاعات آمريکاي شمالي شکايت داشت که به علت قديمي بودن ساختار سامانه بانکداري متمرکز بانک، ارايه محصولات جديد به مشتريان 18 ماه طول کشيد؛ درحالي که اگر سامانه از ساختار جديدي برخوردار بود، چند روز تا چند هفته طول مي‌کشيد. يکي از بانکداران اروپايي مي‌گفت: "سامانه‌هاي ما براي انجام تراکنش ساخته شده‌اند، در حالي که اکنون ما از آنها تقاضاي دريافت اطلاعات مي‌کنيم". دو دليل عمده براي عدم انعطاف سامانه‌هاي بانکي وجود دارد:

1- قديمي بوده و از ساختار مناسبي براي نيازهاي قرن 21 برخوردار نيستند. تقريبا تمام بانک‌هاي مطالعه شده در آمريکاي شمالي، داراي سامانه‌هايي با بيش از 15 سال عمر بودند که ساختار آن به دهه 1970 بر مي‌گشت و با کوبول و اسمبلر نوشته شده بود. اين سامانه‌ها بطور عمده بر محور محصولات شکل گرفته بودند نه مشتريان و نيازهايشان! تعدادي از بانک هاي آسياي شرقي و تعدادي در اروپا از سامانه‌هايي استفاده مي‌کنند که کاملا پايدار هستند ولي غير قابل انعطاف و متعلق به 30 سال قبل هستند.

2- مخصوص يک مشتري و فقط مخصوص يک مشتري نوشته شده‌اند. ميزان بومي سازي به حدي است که سامانه فقط بدرد يک مشتري مي‌خورد. البته طبيعي است که بعد از گذشت چند سال، اين سيستم در مقابل تغيير، مقاومت زيادي مي‌کند. بانکداران ايران بايد توجه نمايند که بومي سازي زياد، باعث حبس شدن آنها در سامانه خود شده و در آينده هر تغييري با صرف وقت و هزينه زياد انجام مي‌شود.

هزينه:

     رتبه دوم شکايت مديران، مربوط به هزينه زياد بانکداري متمرکز بود. البته اگر آنها تجربه سامانه غير متمرکز را در ايران داشتند، چنين نمي‌گفتند. آمارهاي آسياي شرقي حاکي از هزينه کردن 70 درصد از بودجه سامانه متمرکز براي نگهداري آن است. سامانه‌هاي متمرکز بطور معمول بيش از 50 درصد از هزينه بودجه فن‌آوري اطلاعات سازمان را مي‌بلعند. يکي از بانک‌ها مدعي بود که 70 تا 80 درصد از بودجه فن‌آوري اطلاعاتش را سامانه‌هاي متمرکز مصرف کرده‌اند. نگهداري جمعي از کارشناسان و متتخصصين در طول سال‌ها کاري دشوار است. بانک‌هاي ژاپني اكنون از سال 2007 صحبت مي‌کنند که نسل کوبول نويس آنها شروع به بازنشسته شدن مي‌نمايند.

درک نيازهاي مشتري و برآورده ساختن آنها:

     44 درصد از بانکداران آسياي جنوب شرقي معتقد بودند که بايد نيازهاي مشتريان را شناخت و سپس به فکر ايجاد يک رابطه موفق تجاري با آنان بود. اگر سامانه‌هاي متمرکز قابليت انعطاف بيشتري داشتند، کارمندان شعبه و ستاد بهتر مي‌توانستند مشتريان را جذب و راضي نمايند. از حالا بايد به فکر محصولات و راه حل‌هايي بود که براي هر مشتري خاص کاربرد دارد و براي ديگري مناسب نيست. بنابراين بايد سامانه‌اي داشت که بتواند اين کار را به راحتي انجام دهد.