به دنبال فرزانگي در كاربرد خودپرداز


     چندين بار است كه سوييچ ملي ما (شتاب) يا سوييچ يك يا چند بانك بزرگ، در مواقع پر مصرف روز يا ماه دچار اشكال شده و پاسخ نامناسبي به دارندگان كارت‌هاي بانكي داده‌اند. هنوز دو بانك تجاري از مشكلات نرم افزاري رنج مي‌برند و در بروز آوري سويچ خود دردسر دارند. هر بار كه مشكل خودپردازها زياد مي‌شود، مديران عامل و خدمات رايانه بانك‌ها و مسولين مربوطه بانك مركزي، يا از دست مصاحبه كنندگان فرار مي‌كنند و يا در هنگام اجبار به پاسخ گويي، يك يا چند مورد زير را بيان مي‌نمايند:

1- ابتدا همه چيز را انكار مي‌كنند. چيز مهمي نبوده كه اصلا حرفش را بزنيم.
2- اگر خبرنگار پيله كرد، مي‌گويند كه فقط چند مورد بوده كه رفع شده و شما دست بر قضا همان چند مورد را شنيده يا ديده‌ايد.
3- اگر باز هم نشد، مي‌گويند كه اين مشكلات طبيعي است و هر از چند گاه پيش مي‌آيد.
4- اگر باز هم نشد و مطبوعات گير دادند، مشكل را به گردن مخابرات مي‌اندازند كه خطوط پر سرعت به آنها نداده است.
5- اگر باز هم نشد، مشكل را گردن تحريم آمريكا و مشكلاتي كه براي مملكت بوجود آورده مي‌اندازند.
6- خلاصه؛ چند روز مطلب را كش مي‌دهند تا مشكلات برطرف شود.
7- به كارشناسان كمي سخت مي‌گيرند و هشدار مي‌دهند كه ديگر از اين مشكلات پيش نيايد.
8- كارشناسان هم فوري مشكل را حل كرده و دوباره مدتي را به بي‌خيالي طي مي‌كنند تا مورد بعدي پيش بيايد.

     همين مورد در ماه گذشته پيش آمد و عمده مشكلات را به گردن مخابرات انداختند. بيچاره آقاي رشيدي از مخابرات هم در مصاحبه شركت كرد و بي خبر از رودستي كه خورده بود، قول داد كه در اسرع وقت پورت‌هاي جديدي در اختيار بانك‌ها قرار دهد و اظهار اميدواري كرد كه از اين قبيل مشكلات ديگر پيش نيايد. كسي از اين ميان پيدا نشد كه بگويد تمام خودپردازهاي بانك ملي، صادرات، كشاورزي و كمي ديگر؛ از ماهواره هاي شركت خدمات استفاده مي‌كنند و ماجرا اصلا ربطي به مخابرات ندارد. اين تعداد، حدود 70 درصد از خودپردازهاي ايران را تشكيل مي‌دهند. بقيه آنها مانند بانك ملت و تعدادي از بانك سپه و تجارت است كه از شركت مخابرات استفاده مي‌كنند. گذشته از اينها، اتصال تمام بانك‌ها به سويچ ملي (شتاب) از طريق ماهواره‌ي از رده خارج شده شركت خدمات است و باز هم به شركت مخابرات ربطي نداشته است.

     اشكال ديگر از طرز رفتار متخصصان ايراني است كه سويچ بانكي را هم مانند خودروي پيكان نگهداري مي‌كنند. سويچ اوليه، براي تعداد معيني كارت و تراكنش طراحي شده و سخت افزار مناسب آن خريداري و نصب مي‌شود. اخلاق ما ايراني‌ها اين است كه صبر مي‌كنيم تا چيزي از كار بيافتد تا آنرا سرويس كنيم. اين روش درباره سويچ بانكي و شتاب نيز تا اين لحظه جاري شده. در حال حاضر تعداد كارت‌هاي بانكي در حال صعود است و در پايان ماه مرداد به حدود 9500000 عدد رسيده بود. تعداد خودپردازها هم كه در حال افزايش است. بنابراين هم بار سيستم از نظر تعداد كارت و خودپرداز زياد مي‌شود و هم تعداد تراكنش‌ها بالا مي‌رود كه بار همه اين‌ها بر دوش سويچ اختصاصي هر بانك و سويچ شتاب است. نتيجه اين مي‌شود كه چند وقت يكبار سيستم‌هاي خريداري شده لبريز شده و مدتي بد كار مي‌كنند تا كسي به داد آنها برسد.

     اما مشكل اصلي از كجاست كه ما در به در به دنبال فرزانگي در كاربرد خودپرداز مي‌گرديم. مشكل اصلي بانك‌ها تعريف غلط و من درآوردي از وظيفه و ماموريت خودپرداز است. كم بودن پوز نيز مزيد بر علت شده، اما عامل اصلي نيست. در حال حاضر وظيفه شعبه و باجه‌ي پرداخت پول را بر عهده خودپرداز نهاده‌اند. حدود چند ماه است كه يكي از شعب بانك صادرات را كه در ميدان بهشتي در مجيديه شمالي است زير نظر گرفته‌ام. تقريبا در 95 درصد اوقات حدود 4 نفر در صف آن قرار دارند و حتي در ساعات و روزهاي غير معمول و تعطيل نيز مشتري دارد. اكثر افرادي كه مراجعه دارند، چند بار برداشت نموده و حداقل 120 هزار تومان برداشت مي‌كنند. در همين حال داخل شعبه خلوت‌تر از پاي خودپرداز است! اما الحق كه خوب سرويس مي‌دهد و در 95 درصد اوقات پول دارد كه بسيار نادر است. خودپردازهاي اماكن شلوق مانند ميادين بزرگ و مراكز خريد نيز بر همين منوال است. وقتي حقوق چند صد هزار بازنشسته و ساير كارمندان را به حساب كارت آنها مي‌ريزيم و دستور مي‌دهيم كه تعداد كارتهاي صادر شده را به هر نحو كه شده بالا ببرند(شعب)، چه انتظار ديگري مي‌توان داشت. مديران بانك‌ها براي اينكه بانك مركزي از آنها راضي باشد، بايد آمار خود را به هر طريق ممكن بالا ببرند حتي با تغيير وظيفه دستگاه خودپرداز.

     براي اينكه از مشكلات جاري خلاص شويم و در آينده نيز دچار چنين مشكلاتي نشويم، بايد به ماموريت و شرح وظيفه خودپرداز كه در كشورهاي غربي تبيين شده، گردن نهيم و مشكلات درون شعبه را با آن حل نكنيم. روش فعلي مصرف خودپرداز، فقط مسكن بوده و باعث از دست رفتن زمان براي پياده سازي روشهاي مفيد و منطبق با عقلاي جهاني مي‌شود همانطور كه مديران ابتداي دهه هفتاد شمسي، ابتدا آنچه بزرگتر بود به چشمشان آمد و بجاي نصب پوز، خودپرداز را گسترش دادند. بيايد مردم را مجبور نكنيم كه از خودپرداز، تمام پول واريز شده به حسابشان را بگيرند. اين وظيفه باجه‌دار شعبه است و در جاي ديگري از دنيا نيز رسم نيست. وقتي حقوق بازنشسته بيچاره را به حساب كارت مي‌ريزيم و در شعبه نيز با او بد رفتاري مي‌كنيم، چه راهي برايش مي‌ماند؟