هاراگيری به سبک پی.اس.پی
اول از همه، خدا عمر با عزت بدهد به آنهايي که اسامی با
مسمی و کوتاه شدهي خوب براي سازمانها و کارهاي خود انتخاب ميکنند. خيلي
خوب بود اگر بانک مرکزي نيز از همان اول براي شرکتهاي
ارايه دهنده
خدمات پرداخت
يک کلمه کوتاه شدهی مناسب مانند "شاد"، "شاپ" يا ش. ا.پ انتخاب ميکرد.
خصوصا اينکه ابتدای راه بود و هنوز کسی يا شرکتی با اين عنوان ناميده نشده
بود.
اما بعد، ورشکستگی به تقصير و خودکشی که شاخ و دم
نمیخواهد تا انسان متوجه آن شود. شروع نمودن کاری که:
1- فرهنگ مصرف آن در جامعه وجود ندارد،
2- تعرفهی آن تثبيت نشده،
3- تعرفهی آن با دنياي صاحب آن صنعت فرق اساسي دارد،
4- چند سال اول سود ندارد،
5- سرمايهگذاری دستگاههايش، بجای طرف مقابل، بر
عهده خودت است،
6- بانکها و شركتهای دولتی هم با امکانات نامحدود با تو رقابت
میکنند،
7- خطوط مخابراتي قوي و ارزان نداريد،
کاري به جز خودکشی به سبک ژاپنی نيست.
هر چه به شرکتهای پی.اس.پی به قول بانک مرکزی و "شاد" به
گفتهی ما میگوييم که شما تحمل ضررهای سال اول را نداريد و اصلا کاری که
دو سال ضرر بدهد و سالهای بعد با محاسبات نيم بندی که ما کرديم سود بدهد،
فايده ندارد، گوش نميکنند. هر چه میگوييم که هزينه فرهنگسازی (بازار
سازي) تحمل زياد میخواهد و اگر بانکهای دولتی اين کار را میکنند، به اين
دليل است که حقوق و پاداش هيئت مديره آنها ثابت است و از کيسه حاتم طايي
خرج میکنند و يا گفته رييس دولتي خود را گوش میکنند، گوششان بدهكار نيست.
حال اگر فرهنگ سازي هم به خرج شما شد و ديگري از راه آمد
و هزينههاي فرهنگ سازي را بابت تخفيف به فروشگاه خرج كرد و شما را از
ميدان بدر كرد چه بايد كرد. فروشگاه كه عقد اخوت و 99 ساله با يك شركت
"شاد" نميبندد. هر وقت دلش خواست ميتواند دستگاهي را جمع كرده و دستگاهي
ديگر را جايگزين كند.
سرمايه گذاران دولتي چند ميليارد تومان پول نقد را چند
سال بدون سود خرج كردن يا حتی ضرر دادن برای فرهنگ سازی، میتوانند تحمل
کنند، شما که دليلی برای اين کار نداريد. بهتر است که چند سال صبر کنيد تا
تثبيت بازار و فرهنگ مصرف بوجود آيد و سپس وارد آن شويد. بازار، مطمئن
باشيد اشباع نميشود.
يكي از راههاي درآمد شركتهاي "شاد"، نصب يك سويچ كوچك
منطقهايي است كه به سويچهاي بالاتر وصل است و اتفاقا اين بهترين و
ارزانترين راه براي گسترش پايانه فروش الكترونيكي در ساير استانهاي كوچك
و محروم ايران است. اين كار توسط شهروندان همان شهرها مانند ساري، آمل،
ماهشهر، پيرانشهر و ... ميتواند اجرا شود به نحوي كه نصب و نگهداري 150
دستگاه فقط به يك نفر ديپلمه ساده احتياج دارد. خصوصا وقتي كه خريد دستگاه
بر عهده فروشگاه قرار گرفته باشد. البته فراموش نكردهايم كه در يكي دو سال
آينده چنين امري واقع ميشود.
يکی از مشکلات بسيار ساده شرکت های پی.اس.پی اينست که روش
تعامل و انجام کار با بانکها و بانک مرکزی و شتاب تثبيت نشده و هنوز در
حال تغيير است و محاسبات آنها را بهم ميزند. كارمزد خريد کالا، بر خلاف
دنيا، از صادر کننده کارت و نه فروشگاه گرفته میشود. کارمزد برداشت پول از
دستگاه خودپرداز مجانی است، در حالی که در دنيا از دارنده کارت و مشتری
کارمزد میگيرند. همانطور كه دارندگان كارت بانكهاي ايران براي استفاده از
خودپردازهاي بحرين قرار است كه 5 ريال سعودي بازاي حداكثر 300 دلار دريافت،
كارمزد پرداخت نمايند. تصور كنيد كه اگر به چند صد هزار بازنشسته بگوييد كه
براي هر بار دريافت پول از خودپردازهاي شتاب بايد كارمزد بدهيد، چهكار
ميكنند.
يكي از مزاياي كشور ما اينست كه امنيت حمل پول در ايران
بسيار بالاتر از دنيا است و افراد فقير قبول ندارند که درصدی از پولشان را
بیدليل از دست بدهند. با اين فرهنگ و نبودن مزيت براي استفاده از كارت،
جااندازي آن كاري دشوار است.