آيا شرايط مدير عامل شدن را داريد؟
 

     چگونه مي‌خواهيد از جايي که الان هستيد، به بالاترين مقام سازمان برسيد؟ با دارا بودن کمي بخت و اقبال؟ ابن‌الوقت بودن؟ استعداد ذاتي مديريت؟ درک سياسي؟ استفاده به موقع و سريع از قدرت؟ توانايي تاثير گذاري بر ديگران؟ يا ... ؟ موارد زيادي وجود دارد که مي‌توان کارمندان و مديران را در هر سطحي سنجيد يا راهنمايي کرد. اما پاسخ به 5 سئوال زير، شروعي مناسب است:

1- شما يک شغل تازه در يک سازمان جديد و ناآشنا گرفته‌ايد و مشتاقيد که تاثير مطلوبي از خود بجاي گذاشته و رشد سريعي داشته باشيد. بهترين کار ممکن اينست که:
الف- سخت کار کنيد و مهارت‌هاي فني خود را بالا ببريد. در ضمن، منابع و جريان‌هاي قدرت سازماني را شناسايي کرده، وارد قويترين آن شويد و سعي کنيد در تيم و کنار افراد با نفوذ و قوي قرار گيريد.
ب- تا مي‌توانيد مهارت‌هاي فني خود را بالا ببريد. ضمنا اوقاتي را صرف کنيد تا بفهميد که روساي بالاتر چه انتظاري از شما دارند؟ سپس تا مي‌توانيد از طريق ارايه راه‌هاي ابتکاري و مناسب به آنها کمک کنيد.
پ- سرتان را پايين بياندازيد، سخت کار کنيد، توطئه‌ها، نا‌همواري‌ها، مشکلات، بدگويي‌ها، پشت هم اندازي‌ها و ... را ناديده بگيريد. وقت خود را با اين چيزها تلف نکنيد.

     بهترين جواب ب است، چون افرادي که مشکلات را حل مي‌کنند، براي همه کاري مناسب هستند. فراموش کردن اوضاع و شرايط سياسي دور و بر خود عاقلانه نيست، چون هرگز دشمني را که نمي‌شناسيد نمي‌توانيد از سر راه برداريد. اما جواب الف خطر زيادتري دارد چون بجاي کار کردن و تجربه اندوختن، در اکثر اوقات کارهاي شما متاثر از دعواهاي جناحي و سياسي مي‌شود و مشمول يک قاعده کلي که مي‌گويد: "افرادي که الان در راس قدرت هستند، ممکن است فردا نباشند و بر عکس". چرا وارد جريانات سياسي سازمان شويم؟

2- شما يک طرح بسيار جالب و مفيد براي کم کردن هزينه‌ها، زياد شدن ميزان بهره وري، بالا بردن رضايت مشتري و ... به رييس خود ارايه داده‌ايد و او توجهي به طرح‌هاي شما نکرده است. شما چه مي‌کنيد؟
الف- فرض مي‌کنيد که او چيزي مي‌داند که شما نمي‌دانيد و طرح شما چيزي کم دارد و عملي نيست. بنا براين آنرا فراموش کرده و از عملي کردن طرح خود چشم پوشي مي‌کنيد.
ب- به هر کسي که سر راه شما سبز شد، مطلب را مي‌گوييد، خصوصا رييس رييس شما. درباره مزاياي طرح خود داد سخن مي‌دهيد و از کوتاه بيني رييس خود براي عمل نکردن طرح‌تان گله مي‌کنيد.
پ- دوباره طرح خود را با در نظر گرفتن منافع سازماني و اهداف و مقاصد رييس خود بررسي کرده و آنرا به شکلي جديد مطرح مي‌کنيد. ضمنا توجه مي‌کنيد که درباره تمام اشکالات و موضوعاتي که او ممکن است به آنها بپردازد و سوال کند، فکر کرده و پاسخي تهيه مي‌کنيد.

     بهترين جواب پ است. اين جواب نه تنها رييس شما را براي انجام طرح‌هاي پيشنهاد شده ترغيب مي‌کند، بلکه او را شريک شکست خوردن طرح‌هاي شما نيز مي‌کند. البته هنوز آنقدر مغرور نشده‌ايد که موفقيت تمام طرح‌هايتان را انتظار داشته باشيد! در پي جواب ب نباشيد. اين کار بهترين دليل براي بيرون انداختن شما با تي‌پا است. به خاطر داشته باشيد که قدرت هميشه با مقداري آسان‌گيري و تحمل ديگران همراه است. بايد تحمل جواب نه را داشته باشيد.

3- مديري بالاتر از شما، کاري بزرگ برايتان انجام مي‌دهد. به عنوان مثال، يک کار رويايي برايتان جور مي‌کند يا شما را از يک بيکاري نجات مي‌دهد. پاسخ شما به اين عمل چيست؟
الف- يک نامه تشکر آميز گرم و مملو از صميميت برايش مي‌نويسيد و همه چيز را فراموش کرده و سراغ کار خود مي‌رويد.
ب- يک نامه تشکر آميز گرم و مملو از صميميت برايش مي نويسيد و ماه‌ها و سال‌ها مترصد فرصت مي‌مانيد تا محبت او را جبران کنيد.
پ- يک نامه تشکر آميز گرم و مملو از صميميت برايش مي‌نويسيد و چنان مرهون محبت او مي‌شويد که از آن به بعد هر چيز او بگويد انجام مي‌دهيد.

اگر ب را انتخاب کرده‌ايد، شما رمز بده بستان زندگي را کشف کرده‌ايد: آدم‌ها هميشه با کمک و نظر کسي که به او کمک کرده است در قدرت نمي‌مانند يا آنجا نمي‌رسند. قدرت، ثابت و پايدار در يک شخص نيست. همان طور که جواب الف کافي نيست، جواب پ هم بديهي است که خطرناک است. هرگز اجازه ندهيد که در رهن کامل کسي قرار گيريد. فقط جبران کننده محبت او باشيد حتي اگر لطف بسيار بزرگي به شما کرده باشد يا شغل شما را اين قدر ناشناسي به خطر اندازد.

4- در حضور چند نفر از همتايان خود و چند نفر از افراد با نفوذتر از خودتان (کله کنده)، شخصي از شما انتقادي تند و کوبنده مي‌کند. شما:
الف- به خانه مي‌رويد و مات و مبهوت اين مي‌شويد که منظور آن شخص چه بود و شما بايد چه‌کنيد؟
ب- تا صبح فردا صبر مي‌کنيد و سپس به يکي از افراد با نفوذتر از خودتان زنگ مي‌زنيد و مثلا مي‌گوييد که: مي‌خواستم نظر شما را درباره انتقاد ديروز بدانم. و سپس بيان کنيد که چرا علاقه‌مند به رفع انتقاد و اشکالات هستيد.
پ- به يکي از همتايان خود که در ملاقات حضور داشته زنگ بزنيد و نظر او را جويا شويد و از او راهنمايي بخواهيد.

     بهترين کار در اين موقعيت ب است. اما مطمئن شويد که صحبت شما خلاصه، کوتاه، اداري و علمي باشد. در حالي که به دقت گوش مي‌کنيد و پند مي‌گيريد، گِله‌گذاري و دفاع از خود هم نکنيد. تنها راهي که جواب پ مي‌تواند به شما کمک کند اينست که همتايان شما از شما بيشتر بدانند که در محيط چه مي‌گذرد و دور، دست چه کسي است که اگر چنين باشد (شما خيلي پرت هستيد)، وضع شما خراب است. اگر جواب الف است، شما يک بازنده هستيد.

5- شما يک مدير مياني هستيد و اميدواريد که روزي مدير عامل شويد. اعتقاد و اخلاق شما طوري است که به تصميمات و کارهاي جمعي و شورايي گرايش داريد. براي آماده ساختن خود براي ارتقا، شما:
الف- روش و رفتار مديران صاحب منصب و قدرت را در سازمان دقيقا ملاحظه و مرور کرده و سعي مي‌کنيد که تا حد ممکن خود را با آنها تطبيق دهيد.
ب- بر نقاط قوت خود تکيه کرده و کارها را با همکاري و هماهنگي با ديگران انجام مي‌دهيد. در عين حال کم حرف مي‌زنيد، بيشتر گوش مي‌کنيد و به ندرت به کسي دستور مستقيم مي‌دهيد.
پ- رفتار خود را عوض کرده و حالت رييس مابانه به خود مي‌گيريد، حتي اگر اين کار براي شما سخت و درد آور باشد. به افراد زير دست خود امر و نهي مي‌کنيد.

     بهترين جواب، الف است که ب را به دنبال داشته باشد. موثرترين مدير آنست که اصلا به نظر نيايد که مديريت مي‌کند. بررسي کنيد که در سازمان شما چه سبکي از مديريت مقبول و حاکم است. اگر مديران ارشد که در راس سازمان هستند با شما خيلي تفاوت ديدگاه و روش دارند، سازمان ديگري را براي کار انتخاب کنيد.