پيشبيني آينده، حيات شركتها
بسياري از مشاغل و شركتهاي موفق، احتياج به پيشبيني آينده نزديك و دور
بصورت كمي و عددي دارند. گفتهاند كه بايد 300 هزار دستگاه پايانه فروشگاهي
(POS) در ايران نصب شود. اما چند سوال در ذهن يك مدير تاجر پيشه شگل
ميگيرد:
1- در حال حاضر چه تعدادي نصب شده
2- تا چه زماني به 300 هزار دستگاه ميرسيم
3- چه كسا ني نصب ميكنند
4- چه كساني مخالفت ميكنند
5- زور طرفين چقدر است
6- چقدر سرمايه ميخواهد
7- چقدر بازده دارد
8- نقطه سر به سر كجا است
9- و حدود چند صد سوال ديگر
براي وارد شدن به تجارت فوق (ارايه خدمات پرداخت در فروشگاهها) بايد به
تمام سوالهايي كه ميدانيم جواب دهيم و بر اساس برآيند آن تصميمگيري
نماييم. حيات شركت بستگي زياد به تصميمهاي اوليه موسسين و پيشبيني آينده،
دور انديشي وآينده نگري آنها دارد. براي اين كار چند دهه است كه رشته و
برنامه مستقلي بنام آينده نگاري
(Foresight Forecast) در دنيا شگل گرفته و
هدايت دولتها، سازمانها و شركتها بر اساس آن صورت ميگيرد.
آينده نگاري فرآيندي است فنآورانه كه ميكوشد تا معرفت و انديشهايي آينده
نگرانه را در ميان بخشهاي تجاري، دولت و نهادهاي دانش براي درك فرصتها و
تهديدهاي محتمل طي سالهاي آينده، در عرصه بازار و فناوريها ايجاد كند.
آنگاه با ايجاد و تقويت همكاري ميان اين سه بخش، به جهت دهي فعاليتهاي
آنان در راستاي "ايجاد مزيت رقابتي" به بهبود كيفيت زندگي و تامين توسعه
پايدار بپردازد. مهمترين اهداف آينده نگاري، سياست گذاري علم، فنآوري،
هدايت سرمايهها، هدايت مغزها، تنظيم اولويتها و مواردي از اين قبيل است.
از روشهاي زيادي براي انجام كار استفاده ميگردد. از آن جمله است: روشهاي
ارزشي يا هدفگرا، روشهاي اكتشافي با توان سنج، روشهاي تركيبي يا پويا،
روشهاي كمي و عددي و روشهاي كيفي.
در سالهاي اخير كه بازارهاي اقتصادي ايران متنوع شده و دولت مردان ما در
صدد پيروي از بازارهاي جهاني و همراهي با آنها برآمدهاند،
شاخههاي كاري زيادي باز شده و افراد زيادي در صدد سرمايه گذاري بر
آمدهاند. يكي از اين موارد، تاسيس شركتهاي
PAP
است در زمينه ارتباط دادهاي سريع بصورت خصوصي و يا اتصال مشتركان به
اينترنت پر سرعت. وقتي مديران و تحليلگران تازه كار، آمار و ارقام شركتها
و كشورهاي خارجي را مرور كردند، دچار چنان تب بالايي شدند كه 12 شركت حاضر
شدند كه ضمانت يك و نيم ميليارد توماني را به شركت مخابرات بدهند كه در يك
سال 20 هزار پورت راه اندازي كنند. اما همگي با هم نتوانستند دو هزار پورت
در سال اول راهاندازي كنند.
نمونه دوم ايجاد شركتهاي
PSP است كه
خدمات پرداخت به مشتريان داراي كارت بانكي ارايه ميدهند. اگر كشورهاي ديگر
را در نظر بگيريم و آمار آنها را ملاك قرار دهيم و توجه به توان فرهنگي و
متخصصين و بسترهاي موجود مملكت نكنيم و كشور خود را هم نشناسيم، به دام
نمونه اول گرفتار ميشويم. فعلا تاسيس شركت
PSP
به قول عوام در بورس است و كثيري افراد ناشي و اندكي افراد حرفهايي به
دنبال آن هستند. تنها توصيه نگارنده اين است كه از روشهاي آينده نگاري
استفاده شده و تمام ظرفيتها و بسترهاي لازم را شناسايي كرده و از افراد
واقع بين كه نظراتشان مبتني بر علم، تجربه و فناوري است استفاده شود.
متاسفانه با انباشتگي سرمايه در بانكها، صندوقهاي بازنشستگي، سازمان
تامين اجتماعي و بسياري ديگر كه موظف به كسب سود از پولهاي راكد جمعآوري
شده از دست مردم هستند، بازار سرمايه گذاري داغ شده ولي تعداد افراد دانا و
داراي اهليت براي تصميم گيري كم بوده و تقاضاي بازار را جواب نميدهند.
نگارنده خود شاهد يكي ا ز اين پيش بينيها بود كه شركت سرمايه گذاري
ميخواست چندين شركت فنآوري تاسيس كند و در هر يك از آنها بر اساس
تخصصهاي ترسيم شده ، در سال اول به نقطه سر به سر رسيده و از سال دوم
سودهاي كلاني نصيبش شود. اما، خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود. مشكل اصلي
سرمايه گذاريهاي اين چنيني، چند چيز است:
1- مديراني كه دولتي هستند و دست در كيسه خليفه دارند نه در جيب خود
2- عدم وجود حسابرسي از نوع فايده دار
3- عدم ارايه نتايج كار به مردم و مطبوعات