مديريت گروه ضعيف است نه کار گروهی

لطيفه‌ايی است قديمی که يک ايرانی به اندازه 100 ژاپنی کار می‌کند و خلاصه کلام اينکه 100 ايرانی به اندازه يک ژاپنی کار می‌کنند. در مطبوعات، جلسات و بسياری از اجتماعات، مديران و مسئولان از کارمندان و قسمت‌های مختلف سازمان شکايت کرده، عدم توانايی ايرانی‌ها را به باد انتقاد می‌گيرند و خارجی‌ها را تحسين می‌کنند.
البته تا وقتی قلم و ميکروفن در دست مديران باشد، ديگران محکوم هستند. اما واقعيت ايرانی غير از اين است. فراموش نکنيم که مرزهای ايران در زمان ساسانيان تا دريای سياه و مديترانه رسيده بود. داريوش روی تنگه بسفر پل زد. در زمان کريم خان زند نيز مرز ايران تا دريای سياه رسيده بود و فقط فتحعلی شاه قاجار بود که در طی چند سال 40 درصد خاک ايران را از جمله هرات و آذربايجان و ارمنستان و ... را به غارت داد. با توجه به طايفه‌ايی بودن ايران، فقط رهبری و مديريت صحيح می‌توانست ما را تا تنگه بسفر برساند، تا از آنجا به يونان برويم.
واقعيت اينست که در کارشناسان و خبرگان ما هيچ نوع مشکلی وجود ندارد. اگر مشکلی هست از مديران ارشد، ميانی و خط مقدم است که بسيار ضعيف عمل می‌کنند. بعضی از مديران می‌گويند که پول برای تشويق، کارمند برای جايگزينی، امکانات برای تنبيه، اجازه برای فلان کار و ...  نداريم. اما مديريت يعنی کار با اين شرايط. در غير اين صورت که به مديريت احتياج نبود. برای زنده ماندن و رشد در جهان فعلی، بهتر است که يا مديريت مناسب داشته باشيم يا کاری را که بی ابزار و امکانات است ترک کنيم. شايد مديری با همان امکانات ما بتواند کارايی مناسب داشته باشد. اگر ما قانع باشيم، خداوند در هر صورت روزی رسان است.