وقتي كه مديران اجرايي برنامه نويس شوند
مديران شركتهاي بزرگ باور دارند كه مديريت نرم
افزار نه تنها مهم است، بلكه جوهرهي كار آنها است.
شما چه ميکرديد اگر مدير اجرايي يك شركت بوديد و فقط
به امر فروش، بازاريابی وخدمات اشتغال داشتيد و
يك روز صبح كه از خواب برخاستيد ببينيد كه عميقا دركار توليد نرمافزار
هستيد؟
در دنيای حاضر سيستمها OEM شده اند، دستگاهها
در چين مونتاژ مي شوند، توزيع و پشتيبانی نيز برون سپاری شدهاند، كاری كه
باقی مانده (براي جهان اول) نوشتن نرمافزار است كه بايد روي دستگاهها نصب
شود. به گفته پيتر دراكر، ما به سمت اقتصادی بر مبنای دانايی
(knowledge) ميرويم. حال اگر سرمايهيِ تعين كننده و
بحرانی حال و آينده دانايی
است، جهان اوليها چگونه با آن مواجه ميشوند؟ (و جهان سوميها چگونه بايد به
آن دست يابند؟). با اين فرض چنين سرمايهايی بايد ايجاد شده، نگهداري شود،
بهره برداري گردد، رشد يابد و از همه مهمتر به دقت محافظت شود. (خصوصا از
دسترس جهان سوميها).
ميدانيم كه توليد تقريبا هر گونه سخت افزار باعث آلودگي محيط زيست ميشود.
توليد برق غير آبي كه درصد بيشتري هم دارد نيز توليد آلودگي و باعث مصرف
سوخت زياد مي شود. كشورهای پيشرفته در حال حاضر به سمت پاك سازی محيط زيست
خود، انتقال فنآوری آلوده كننده و پر زحمت به جهان غير پيشرفته و نگهداری
هسته دانايي و دانش در دست خود مي باشند كه كنترل تمام جهان را در دست
داشته باشند. البته فقط نرم افزار نيست که مورد نظر کشورهای پيشرفته
ميباشد. اصولا تمام رشتههايی که باعث ارزش افزودهی زياد ميشوند در اين
معادله شرکت ميکنند.
اگر باور داريم كه دانايی (knowledge) سرمايه آينده
است، هر كس در سازمان مربوطهاش بايد دانش خود را به يك نرم افزار قابل اجرا منتقل
کرده و آنرا در طول زمان رشد دهد. نرم افزار خبره توليد شده را در اختيار
همگان قرار دهيد تا از آن بهره برداری کنند. راهنمايی و انتقاد ديگران را
دريافت و اعمال نماييد. بعد از مدتی اصلاح ميتوانيد نرم افزارتان را به فروش رسانيد.
اگر به هر دليل موفق به فروش نشديد، نگران نشويد، آنرا مجاني در اختيار
ديگران قرار دهيد. آنها آن را رشد داده و در مجموع جامعه رشد مي نمايد (و
شما بطور غير مستقيم).
به گفته كنفوسيوس: آنچه مي شنوم، فراموش مي كنم. آنچه مي بينم ممكن است به
يادآورم. آنچه انجام مي دهم، مي فهمم.